اعانه براى كاوه يا نمايش ؟
ناهار مفصلى ، بعد چايى خورده تا يك و نيم به غروب . بعد بيرون آمده به خانهء ميرزا عبد الله خان رفته ، الموتى ، فرخى ، پهلوى ، عين و تيگران هم آمده صحبت نمايش براى كمك [ به ] ادارهء كاوه به ميان آمد . عين ، پهلوى و الموتى گفتند با اعانه جمع كردن [ موافقند ] نه به نمايش . ميرزا عبد الله خان ، فرخى ، تيگران و من به نمايش ، نه به اعانه [ موافقت داشتيم ] . قرار شد جلسهء آتيه رأى گرفته شود .
داستان دوبار ديدار ظهير الملك
ساعت سه بيرون آمده ، عين گفت مرآت ديروز گفته كه ديگر چه بايد كرد و به كه اعتماد كرد ؛ كمرهاى دو ، ناهار منزل ظهير الملك رفته و حالا بر له ظهير الملك صحبت مىكند . واقعا تعجب نمودم ميرزا عبد الله خان به رسم همهساله دو ماه قبل به خانهاش مرا دعوت كرد . رفتم ديدم ظهير الملك هم هست . دست داد ، من رد نمودم و گفتم به شما دست نمىدهم . خيلى منقبض و درهم و خفيف گفت چرا ؟ گفتم چون دست شما دست خيانت و جنايت است . گفت آيا ممكن است خلاف باشد ؟ گفتم با اشتهارات و تواتر ، خير . مگر آنكه بتوانى تبرئه خود را در مقامات رسمى بنمايى . بعد قرار شد كه جديت نمايد و خود را مبرا نمايد تا اينكه من نظر بدى را كه دارم از بابت جواهرات و كشتن معاون براوين و ساير كارهاى چپاول مازندرانىها و تبعيد علما و آزاديخواهان آنجا ، از قبيل ثقة الاسلام ، امير مؤيد ، امير مكرم و سردار جليل به امر وثوق الدوله . تا اينكه كميسيون رسيدگى به جنايات ظهير الملك منعقد شد و اعلان در خصوص جواهرات معاون براوين از طرف رئيس كميسيون ممتاز الملك داده شد كه ظهير الملك تبرئه خود را .
بعد دو هفته گذشته نصير الملك داماد مشاور الممالك آمد و مرا از طرف ميرزا عبد الله خان دعوت به ناهار نمود ، من هم رفتم . ظهير الملك ، نصير الملك ، و ميرزا عبد الله خان بودند . بعد از صرف ناهار يك رشته از دوسيه و اسناد رسمى و غيررسمى از جنايات و كاغذسازىها و غيره كه سردار جليل و امير مؤيد و ثقة الاسلام نموده بودند به من ارائه [ داد ] واقعا نزديك بود ديوانه شوم . فقط در آن روز تبرئه ظهير الملك از بردن جواهرات معاون براوين و شركت در كشتن او ،