شده بود كه ميرزا با انگليسىها و دولتىها ساخته ، اين بود كه تصميم كرده و كاغذى به تحريك احسان الله خان و خالو قربان به رئيس كميسرى بادكوبه نوشتند كه ميرزا خائن و پولها و ذخيره را برداشته و برده . از آنجا حكم رسيد كه خود شما حمله به رشت و ميرزا بنمائيد ، كه اين قضايا به وقوع پيوست .
دولتىها هم به توسط خلخالى و اردبيلى هرچه جديت نمودند كه ميرزا را جلب نمايند ، ميرزا گفته بود تا دولت نقض معاهده و اخراج انگليس از ايران را نكند ابدا تمايل به دولت [ امكانپذير ] نمىشود .
تأخير در معاهده
و لنين هم بعد از اين قضايا فرستاده بود [ خطاب به ميرزا ] معاهده را كه رسما خواسته بودى كه قشون به اختيار خود شما و در اطاعت شما باشد حاضرم .
[ ميرزا ] گفته بود آن معاهده قبل از وقوع اين قضايا خوب بود بشود اما بعد از اين چون كمونيستها كه اين كارها را در رشت كرده ، مردم ايران متنفر از بلشويكها شده و سوء اثر نموده ، خوب است شما مال التجاره ايرانىها را كه در بادكوبه ضبط شده و اموال و پولهايى را كه در رشت كمونيستها گرفته ، پس بگيريد ، عينا يا قيمت [ آن را ] به ايرانىها بدهيد و اشرار بادكوبه كه به اسم بلشويكى در رشت اين كارهاى بد را نمودند تنبيه و سياست نمائيد تا بعد به همان قرارداد بتوان عمل كرد .
بعد رانكوهى ماند و من بلند شده سوار واگون و ساعت دو و نيم به خانه ميرزا صدر الدين آمده ، ميرزا محسن زنجانى و ميرزا حسن و ميرزا حسينعلى هم آنجا آمده ، مشغول صحبت متفرقه ، شام خورده ساعت هشت خوابيدم .
[ امور روزانه ]
دوشنبه 27 محرم . - صبح در خانهء آقا ميرزا صدر الدين بلند شده چايى خورده بيرون آمدم . درب خانهء فتحيه احوالپرسى نمودم ، گفتند از اينجا به محلهء مسجد مقدس كه سابق مدرسهء كماليه بود رفتهاند . بعد به خانهء همشيره آمده ، بتول را هم ديده ، از آنجا امير امجد فرستاده بود كه بروم خانهء آقا سيد عبد الله محرر . رفتم ، مطالبه وكالتنامه مساوات را از آقا سيد عبد الله نموديم .
قرار شد پيدا نمايد و سوادى به ما بدهد . بعد بلند شده به عدليه اطاق راكد آمده ، فاضل عراقى گفت عريضه را از من خواستند كه ديده ، پس بدهند ، بعد از ظهر به احمد مىدهم بياورد . بعد به ادارهء مرآت رفته ، ساعتى صحبت .