تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1602

مساهمون:

ص١٦٠٢

نمايندگان تبريز

بعد به خانهء خازن نظام پرسان‌پرسان رفته ، آدمى بيرون آمد كه تا نيم ساعت قبل آقا ميرزا محمد تقى طباطبايى همدانى منتظر شما بودند ، بعد مأيوسانه [ چون ] مهمان بودند رفتند . گفتم كجا ؟ گفت منزل حاج حسن آقا پسر حاج محمد ابراهيم تبريزى . من هم به عين الممالك عرض كرده كه برويم آنجا . باهم رفتيم . وارد شده ، جمعى بودند ؛ خازن نظام ، برادرش و آقا ميرزا تقى را هم ديده مصافحه ، بعد نشستيم . صاحب‌خانه خيلى خوشحال شد . بعد صحبت با آقا ميرزا محمد تقى نمودم در خصوص تنقيد ميرزا على هيئت در جريده كه ميرزا محمد تقى نماينده نيست ، ردّش را در ورقه نوشته بود ، خواندم . گفتم از قول خودتان خوب نيست و من از قول شما مختصرى مىنويسم ، او را بدهيد درج نمايند . بعد بيرون آمده ، عين الممالك به خانه‌اش . من به خانه آمده ، شام حاضرى خورده ، خوابيدم .

انتقادات نوبرى

شنبه 25 محرم . - صبح بعد از چايى ، نوبرى آمد ، قدرى صحبت و شكوه از وضع بد آذربايجان و عمليات مخبر السلطنه . بعد ايشان رفت . من هم خانهء الموتى رفته ، اصفهانى ، ميرزا على خان ، ميرزا رضا خان ، من ، الموتى . ديگر فرخى و خرقانى نيامدند . بعد قرار شد هفتهء آتيه منزل خرقانى . بعد ميرزا ابو القاسم خان لحمى آمد . قدرى صحبت ، بعد بلند شده به اداره و ميرزا على قمى را ديده ، قدرى صحبت و قرار شد كه صبح بروم منزلش و مقاله انتخابيه خودم را آنجا بخوانم بلكه اجازهء طبع بدهد . بعد بيرون آمده ، به خانه ، يك بعد از ظهر رسيده ناهار آبگوشت خوردم . عصر بيرون آمده ، رفع اشتباه كه براى رهنما از قول آقا ميرزا محمد تقى طباطبايى تبريزى نوشته بودم بروم خانهء خازن نظام‌بيگى از كسانش ، دادم برساند . بعد به خانهء آقا ميرزا سليمان خان رفته ، نبود با پسرش و بعد مبشر السلطان و يد الله ميرزا آمده ، مشهدى مرتضى علاف را هم من بردم . بعد از ساعتى از شب بيرون آمده به خانهء آقا ميرزا حاج آقا رفته ، آقا ميرزا عباسقلى خان هم بود . خربزه خورده ، ساعتى صحبت . بعد بيرون آمده با ميرزا عباسقلى خان
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1602 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا