و ديلى ميل « 1 » هم اهميتى ندارد . در خصوص امتياز جريده كه خواسته بوديد دولت كليتا صلاح ندانسته ، حتى مستوفى الممالك گفته يا بايد غير از ايران ، سايرين را هم توقيف يا بعضى جرايد را به بعضى مليّون امتياز داد و . . . « 2 » در خصوص محبوسين نظميه هرچه به نظميه مىنويسيم جواب مىدهند كه آنها به موجب حكم محكمه محكوم به حبس مىباشند و در خصوص سه نفر ديگر ، آنها چون به ما از هيئت وزرا فقط براى مقصرين ماشاء الله خان و بعضى ديگر مأمور شدهايم در محكمهء نظامى رسيدگى نمائيم ، مأمور به رسيدگى كميتهء مجازات نيستيم . گفتم بنويسيد . قرار شد از وزارتخانه بنويسد .
در خصوص مير سيد احمد و خويىزاده گفت ابدا مأموريت ندارند و معاهده يا ضد بلشويكى . و گفت زيبا سلطان معروف به خواهر انورپاشا هم چهار روز قبل مرخص و به سفارت عثمانى فرستاده شد كه ارجاع به وطنش بدهد . آنچه از او معلوم شد جاسوس عثمانى عليه انگليسىها بود . و نيز ذكر كرد كه يك نماينده با پاكت ميرزا كوچك خان به دولت ، از راه زنجان اطلاع داده بودند .
استاروسلسكى هم اتومبيل به زنجان [ فرستاده ] و آنها ديروز به طهران وارد شدهاند . آقا عماد ، نوهء نورى هم بلد او بود . بعد از مقدار زيادى صحبت ، عين الممالك هم آمد ، صحبت زيادى ، بعد وثوق السلطنه رفته ، همشيره هم آمد ، من و عين الممالك به خانهء سالار معتمد برحسب وعده رفته ، مورخ السلطنه با يك نفر ديگر آنجا بود . شربت و هندوانه و ناهار مفصلى اعلى . بعد خوابيده ، من خوابم از گرما نبرده ، بىخبر بيرون آمده به خانه آمدم .
علل سرنگرفتن مأموريت رشت
ميرزا اسماعيل خان كاكا آمد . نظامنامهاى براى تجمع نوشته بود ، در خانه قدرى صحبت ، بعد او رفت . خطيب الممالك آمد و گفت از اينجا رد مىشدم ، گفتم شما را ببينم ، قدرى صحبت متفرقه . پرسيد : شما را شنيدم كه به رشت مىرفتيد چرا موقوف كرديد ؟ گفتم من حاضر به همه قسم اطاعت و دولت را در صورت بردن فايده از رفتن من به رشت ، البته مطيع مىشدم . اما آن قسم كه من
هامش
( 1 ) . كنايه از رعد .
( 2 ) . نقطهچين در اصل .