مخالفت تبريز با مخبر السلطنه
چهارشنبه چهارم ذيحجه . - صبح بعد از چايى مشغول تحرير مقاله ، ناصر الدوله آمد و اظهار داشت كه من تعطيل و به عنوان رفتن به عراق از كار كناره ، اگر نصر الدوله به طهران نيامده بود من رفته بودم . قدرى صحبت ، بعد رفت . من هم با بچهها ناهار خورده ، خوابيده ، بعد چايى و تحرير . عصر بيرون آمده شنيدم كه مخبر السلطنه را تبريزىها رد نموده و جواب تلگراف دولت را كه به حاج ساعد السلطنه زده بود ، گفته بودند چون با ما دولت مشورت نكرده ابدا دولت جوابى ندارد ، چه كه باز دولت به اسم آذربايجان تلگراف نموده و آزاديستان ننوشته . نه بيست هزار تومان ، نه مخبر السلطنه ، هيچكدام محل توجه ما نيست .
تكدر علما از يكديگر
بعد به خانهء استرآبادى رفته ، قضيهء بقاء الملك كه طفره براى بردن اسباب مجمع كه در خانهء من هفت سال است گذاشته و مرا دچار خسارت كرده به اديب السلطنه هم هرچه مىنويسم جواب نمىدهد . شما به ايشان نصيحت نمائيد . قبول نموده بعد آقا مرتضى نجمآبادى آمد و اظهار داشت كه رفتن آقا مير سيد احمد بهبهانى و خويىزاده با پنجاه هزار يا سى هزار تومان محققا اعتبار و چهارهزار تومان مخارج و به قدر سه هزار تومان قيمت عطايا براى علماى نجف بدون شور با آقاى آقا حسين و آقا على بود . فقط وقت حركت آمده ، خداحافظى نمودند و آقا حسين از اين كار و خيانتكارى خويى و بهبهانى مكدر است . بعد ساعت يك از شب بلند شده دكان حسين بابا قدرى صحبت و به خانهء عضد الممالك روضه رفته ساعت سه بلند شده به خانه آمدم . شام خورده خوابيدم .
پاسخ دولت به خواستههاى كمرهاى
جمعه پنجم ذيحجه . - صبح بعد از چايى آقا ميرزا على آقاى بلورفروش با مير سيد اسماعيل خان نامى آمده توصيه سيد را به وزير ماليه بنمايم . عذر از نوشتن و مداخله در اين امور نمودم . بعد آنها رفته وثوق السلطنه آمد . در خصوص نوشتن تقصير ويستادهل به جرايد از طرف مشير الدوله عذر خواست كه در انفصال ويستادهل دچار اشكالات شدهايم ، چه جاى آنكه تقصير او را بنويسيم ؛