گفت وثوق الدوله در بين همه ماها ايجاد فساد و دشمنى كرده و . . . « 1 » من گفتم احتياج افراد ما به ارتزاق از ناحيه دولتىها امر حزبى را خراب نمود . چه كه آنها نمىتوانند معنا و حقيقتا راضى به صحت دواير شوند چه كه آنها اگر تصفيه دواير شود يا خارج مىشوند يا حقوق گزاف آنها كم مىشود و بالكليه منافع و مداخل هرجومرج دواير از آنها مقطوع مىشود . بعد آقايان رفته ، من و پهلوى قدرى صحبت . من هم بيرون آمده ، در بين [ راه ] شبانه به خانهء عين الممالك رفته قدرى صحبت و صورت اسامى شهريهبگيرها را كه علنا به تصويب هيئت وزرا رسيده و به كميسيون تطبيق حوالهجات فرستاده و مجموعا ماهى سى و هفت هزار تومان و كسرى است و صد و ده فرد تقريبا مىشود به من داد و موافق حروف تهجى نوشته شده به من داد بخوانم . بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
يكشنبه 29 ذيقعده . - صبح بعد از چايى احمد به اداره و مواد اسميت براى ماليه و حاشيهء او خط وثوق الدوله كه « بايد بدون لزوم شور در هيئت وزرا اجرا شود » كه از پهلوى نزد من امانت و او از محاسب الممالك گرفته بود به احمد دادم به پهلوى كه مطالبه كرده بود مسترد دارد .
چشم تنگ دوستان
آقاى فرخى آمد ، سى ليره بقيه پولش كه نزد من بود گرفت و گفت شما چرا از رفقاى خودمان كناره گرفتيد ؟ گفتم چشمشان تنگ كه غيرخودمان را وطنخواه و صاحب مملكت و ذيحق در لياقت مركزيت داشتند نمىدانند و دماغشان كوچك كه به غير توجه به جزئيات چيزى تعقل نمىكنيم . در اين بين يمين الملك آمد ، آقاى فرخى رفت كه وقت ديگر صحبت كنيم . يمين هم بعد از قدرى صحبت رفت . من بيرون آمده برحسب دعوت مدير وطن به ادارهاش رفته ، اظهاراتى در اقدامات شيخ حسن خان و خودشان در خصوص محبوسين كميته مجازات و طفره رفتن هيئت وزرا بدون ذكر دليل و من در خصوص عدم موفقيت خودم در اقدامات براى آنها گفته شد . بعد ، از يكى از دو سه شقوق قرار شد عريضهاى معاريف رفقا به رئيس الوزرا در شروع به رسيدگى امر آنها جدا
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل .