ميرزا آقا خان ، عصر انقلاب ، آقا سيد اسد الله همدانى هم بودند . مشغول صحبت .
ناهار هم آوردند مفصلا و چايى و صحبت . بعد بىخبر نوبرى رفته ، وحيد و سايرين هم رفته ، مرا به زور خوابانده ، خوابم نبرد . بىخبر بلند شده رو به خانه ، درب خانه پهلوى رسيده ، در زدم . مرا برد توى اطاق ديدم تكران ، ميرزا عبد الله خان نظميه . اردبيلى ، ورام ، خلخالى ، نوبرى ، پهلوى و يكانى نشسته مذاكرات تشكيلات كه به چه قسم و اسم و ترتيب بايد مشغول شد . خلخالى و اردبيلى مىگفتند دمكراتى ضايع شده ، بلشويكى خوب است و اظهار لزوم انقلاب را مىكردند . تكران هم عمليات بلشويكى را با موقعيت امروزه عموم روى كره طرفدار بود ، اما تكران از روى حقيقت مىگفت آندو دروغى ، فقط براى اينكه شايد در اين اسم هم دخلهايى باشد . پهلوى ، ميرزا عبد الله خان و ورام هم دمكراتى را طرفدار بودند كه دمكراتى ضايع نشده ، اشخاص معين ضايع شدهاند .
تبعيد مجدد نوبرى
بعد نوبرى اظهار داشت كه امروز احتشام فلان نامى كه معلوم شد از رؤساى تفتيش تأمينات نظميه است آمد و محرمانه به من اظهار داشت كه خوب است شما خودتان از طهران به همدان برويد و يك راپرت از طرف حشمت الدوله به نظميه رسيده كه به شما غيررسمى و غيرمستقيم گفته شود و شما از من نشنيده باشيد . آقا سيد جليل هم گفت من خبر دارم ، گويا اين تقاضا از مخبر السلطنه شده باشد كه به حشمت الدوله گفته است . بعد قرار شد خود نوبرى كاغذى به رئيس الوزرا بنويسد كه نظميه به من همچه گفته ، تعجب مىكنم . همه مفسدين مملكت در مركز آسوده و من آزاديخواه در زمان شما تبعيد شوم .
موانع تصفيهء دواير دولتى
بعد صحبت شد كه يكى دو نفر بروند از طرف جمعيت به رئيس الوزرا اظهار دارند كه شما اگر همچه كارى بكنيد ماها شماها را بايقوت مىكنيم و مرا انتخاب كردند ، من رد نمودم . بعد در باب اينكه چرا تشكيلات صورت نمىگيرد خلخالى