انتخاب براى رفتن رشت نموده ، از من پرسيد . گفتم مؤتمن الملك به من گفت آقاى استرآبادى . گفتم خيلى خوب . خلخالى را پرسيد ، قبول نكردم ، اسم ديگرى را نبرد . اما اگر افجهاى و اردبيلى باشند من نخواهم رفت . بعد تكران ، اتحاد فرانسه و انگليس و ايتاليا و بلژيك را در تجهيز قشون براى محاصره روسيه و آلمان ذكر نمود كه قشون خود را انگليس از ايران خارج مىنمايد و اوضاع انگليس و فرانسه خيلى بد است . بعد از مدتى صحبت بيرون آمده به خانه آمدم .
باستيل ويستادهل
كاغذى به هيئت وزرا به توسط وثوق السلطنه نوشته تقاضاى اول ، بيان تقصير ويستادهل كه منفصل شده در جواب « ديلى ميل » رعد درج شود . دوم رد قبول تقاضاى امتياز يك جريده به اسم فرياد كه سابقا خواسته بودم . سوم اگر محبوسين نظميه محكوم شدهاند حكم آنها به آنها قرائت و اجزاى محاكمه به آنها معرفى و اگر محكوم نشدهاند امر به محاكمهء فورى كه بيش از اين در باستيل ويستادهل نمانند .
بعد بيرون آمده در راه عين الممالك را ديده باهم به خانهء ناصر الدوله رفته ساعتى صحبت . بعد كاغذ را به او دادم كه فردا به وثوق السلطنه برساند . بعد از ساعتى صحبت به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
كميتهء حفظ امنيت
سهشنبه 24 ذيقعده . - صبح بعد از چايى آقاى آقا شيخ ابو طالب و مصيب خان آمده ، شيخ اظهار داشت به حشمت الدوله در خصوص محبوسين نظميه و انتخابات و بعضى مطالب ديگر مذاكره و سخت به او گفتم . بعد آقا شيخ حسن خان و ميرزا عبد الحسين ساعتساز و يك نفر ديگر يادم نيست آمدند و شيخ حسن خان محرمانه گفت بايد كميته حفظ شهر را فراهم آورد و من تهيه اسلحه كرده و مىكنم . قدرى صحبت و آقايان رفتند . بعد آقا محمد هادى هرندى آمده ، قدرى صحبت ، مقاله را گرفت كه نوشته به مهر برساند .
بعد بيرون آمده ، بازار ، آقا محمد گيوهفروش و چايىفروش . عطار آژان و كاكا