تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1472

مساهمون:

ص١٤٧٢
اطراف اين‌ور منجيل درست مىكردند . بعد او رفت . من تا دو و نيم به ظهر در خانه مانده برحسب وعده به خانهء استرآبادى رفته ، اردبيلى آنجا بود ؛ گفت غرض اينكه فطن ، بقا ، اديب ، حكيم ، خلخالى ، من و حاج نظم السلطنه قرار گذاشتيم يك مجلس 22 نفرى دعوت كه شما هم باشيد و در سر دو مقصد آذربايجانىها كه جديت در جريان مشروطيت و تصفيه ادارات بنمائيم و اگر عقيده به اين قرار گرفت ، هفتاد ، هشتاد نفرى دعوت ، و چه اشخاص دعوت نمايند ؟ گفتم اگر موضوع را در سر ضديت معاهده و اجراى مشروطيت و تصفيه ادارات كه هر كابينه اين كار را بكند ما تقويت [ مىكنيم ] و دعوت عموم هم به عهده اردبيلى ، تنكابنى و استرآبادى باشد . استرآبادى گفت شما دعوت نمائيد . اردبيلى گفت شايد رفقا حس كرده باشند كه چون كمره‌اى شهرت‌خواه است او دعوت نمايد . گفتم اولين‌دفعه كه مىخواهند با من كار نمايند تير زهرآلود خود را پرتاب مىكنند ، ليكن من دعوت نمىكنم ، نه از اين جهت ، بلكه اگر ديدم رفقا باز قصد بازى را كردند ، من فورا خود را خارج نمايم . بعد اردبيلى قرار شد برود آن‌ها را ببيند و براى روز دوشنبه مجلس دعوت 22 نفر به اسم استرآبادى در خانه‌اش بشود كه آنجا مذاكره بشود .

تاريخ مخالفت و موافقت

بعد بلند شده برحسب وعده به خانهء آقا سيد هاشم قمى رفته ، دكتر احمد خان آنجا [ بود ] بعد آقا شيخ محمد على قزوينى هم آمد . معطل آقا شيخ حسين طهرانى و مجله شديم نيامدند ، ناهار و چايى خورده دراز كشيده در ضمن صحبت نمودم و از دكتر پرسيدم آن شبى كه مرا به نظميه بردند و شما كميته جمع شديد و تأئيد معاهده را كرديد آيا غير از خلخالى كسى ضديت با معاهده كرد ؟ گفت عصر روزى كه شما را گرفتند ، من و تدين و صدرايى منزل امام جمعه طهران بوديم . بعد بيرون آمده شب جلسه كميته نبود . من رفتم به خانه . تلفن رسيد كه بيائيد . من رفته ، مرا مأمور نجات كردند كه از گراندهتل تلفن بزنم . چون حس كردم كه شايد مطالبى مثل تأئيد معاهده باشد من دروغ گفتم كه تلفن نجات جواب نداد . بعد از خانه غفارى ، مير موسى خان را خواسته و خود صدرايى از گراندهتل نجات را خواست و از من ظنين شد و رفت خلخالى را از