تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1471

مساهمون:

ص١٤٧١
مشير اكرم كه پريروز خانه آمده بود رفتم . عصمت السلطنه هم بود . ساعتى صحبت عزل وثوق الدوله و وقايع آن و غيره بود . بعد بيرون آمده محسن ميرزا را ديده ، گفت وثوق الدوله همان ديشب بعد از رسيد قبول استعفا با اتومبيل به لتگاه همدان دهات دامادش رفت و يك تلگراف از لنين رسيده كه كسانى كه از افراد روسيه شركت در جنگ با قزاق‌هاى رشت نموده‌اند ، آن‌ها را از خدمت نظامى بلشويكى خارج و آن‌ها را متمرد مىشمارد .

رويه مساعد انگليس

ملك الشعرا پريروز به سردار مفخم فحش در خانه‌اش به سردار داد كه چرا جزو جمعيت هواخواهان وثوق الدوله وارد نمىشود . در اين ضمن آقا مير سيد محمد بهبهانى سوار الاغ از خانه حاج امين الضرب مىآمد و مرا ديده ، گفت آنچه اطلاع دارم آنكه نرمان سفير انگليس [ به وثوق الدوله ] گفته كه انتريك را بعد از استعفا موقوف دارد كه از لندن به او دستور داده شده كه با كابينهء بعد هركس باشد مساعدت نمايد و مستوفى و مشير الدوله هم مثل سابق به كابينه بدهد « 1 » و دولت ايران به ميل عامه ، يا تجديد انتخاب يا با همين وكلا تشكيل مجلس و هرچه رأى در باب معاهده دادند قبول است . بعد خداحافظى و ساعت چهار از شب به خانه آمده . معروف بود كه قزاقخانه براى جلوگيرى از هرج‌ومرج حاضر باشد و خيال اصناف مستأجرين وثوق الدوله كه فردا بازار را ببندند و به سفارت‌خانه‌ها بروند و ديشب هم در خانهء سيد كمال روضه‌خوانى و تمام بنكدار ، خرازى ، رزاز عزادارى داشتند . بعد شام خورده خوابيدم .

زمينهء ورود جنگلىها

شنبه 9 شوال . - صبح بعد از چايى ميرزا على خان حيات جاويد آمد . تعجب كردم . گفت رفتم رشت و خدمت ميرزا رسيدم . جمعيت آن‌ها هزار و دويست ، و خيال آمدن به طهران را داشتند و مرا فرستادند كه زمينه‌اى از براى آن‌ها تهيه نمائيم ، و در راه قشون انگليسى نبود ، فقط حفريات [ براى ] بمب « 2 » دفن كنى ، در
هامش
( 1 ) . ابهام در اصل . ( 2 ) . در اصل : بم .