تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1470

مساهمون:

ص١٤٧٠

انحلال سوسياليسم

بيرون آمده آقا سيد جليل هم گفت فرقهء سوسياليست طبويى كه به دستور وثوق الدوله تشكيل شده بود ماها آن‌ها را منحل و اعلان انحلال خودشان را بنا شد بدهند و امروز هم در خانهء دكتر حسن خان تشكيليون جمع شده ، قرار شد يوم جمعه آتيه در دار الايتام مدرسهء نجات كنفرانس داده ، انتخاب هيئتى براى تهيه تشكيلات بدهند . بعد من به خانه معاون السلطنه روضه رفته ، ساعت سه و ربع بيرون آمده و با عين الممالك در راه بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

جمعه هشتم شوال . - صبح بعد از خواب در بين چايى آقا سيد هاشم قمى آمده بعد از صحبت اظهار داشت كه در اين موقع بايد كار كرد و من در اين مدت با اين اوضاع كنار بوده ، حال فردا ناهار الموتى ، آقا شيخ حسين طهرانى ، آقا شيخ عبد العلى مىآيند منزل من شما هم بيائيد . گفتم من دو به ناهار فردا جايى بايد بروم . گفت اگر ناهار نتوانستيد ، بعد را بيائيد . آقا ميرزا يحيى و آقا مشهدى رضا آمده ، قرار شده صد تومان از همشيره قرض و به آقا ميرزا يحيى بدهد . فردا را يك به غروب گفتم من مىآيم منزل آقا حسين شوشترى براى كاغذ شرعى همشيره . بعد آقاى مرآت ، آقاى عين الممالك ، بعد دو نفر شاهزاده كه مفتش سيار خط شمال ماليه استرآباد هم با معتمد الدوله بوده آمده ، در خصوص وخامت اوضاع و جنايات وثوق الدوله و زشت‌كارىهاى لاشخورها و شهريه‌بگيرها ، خيلى مذاكرات شد . آقايان مىآمدند و مىرفتند . چند نفر ديگر هم آمدند . آقا شيخ محمد تقى كمره‌اى هم آمد . گفتم سفارش شما را به دستگاه امير مفخم نمودم . بعد از رفتن آن‌ها ناهار خورده ، قدرى خواب ، بعد چايى . ننه اسماعيل زردآلو و نان با كارت سيف الاطبا در خصوص مأموريت دكتر محمود خان اشراقى براى كمره كه انجام مىدهم ، برد به مريضخانه . من هم به تحرير و چايى . اعتماد حضور نوايى آمد . يك مقاله متعلق به سياست حكمرانى وثوق الدوله كه بد بود نوشته بود ، براى من خواند ، بعد بيرون رفت .

تبريك انفصال

مقارن غروب بيرون رفته ، از خيابان اميريه كه هنگامه‌اى از جمعيت بود مردم به هم مىرسيدند و تبريك انفصال كابينه را مىگفتند . ساعت دو از شب به خانهء
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1470 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا