پرش به محتوای اصلی

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحه 1469

پدیدآورندگان:

ص۱۴۶۹
نخواسته ، به نصرت الدوله در لندن قرض داده بود از وثوق الدوله مطالبه نمود ، او گفت كه قرض دولتى نيست و شخصا بايد خود نصرت الدوله بدهد . بعد عضد السلطان رفت . مقارن ظهر به خانهء امير مفخم رفته ، امير سپرده بود كه من ملزم شدم به رفتن شميران با صمصام السلطنه ، گويا برحسب تجمعى كه بختيارىها با خويى داشته مأموريت شميران و ديدن مستوفى و شاه به عهده ايشان واگذار شده . بعد ناهار آنجا خورده ، سفارش آقا شيخ محمد تقى كمره‌اى را به صارم همايون و آقا ميرزا فضل الله خان نموده كه خانه و باغ ارّهء او را درست خريدارى نمايند .

هواداران مفتضح وثوق الدوله

بعد از دو ساعتى به خانه آمده ، عصر استرآبادى ، الموتى ، اورنگ ، آقا مرتضى ، عين الممالك و اردبيلى آمده گفته شد كه امروز در بازار ساعت‌ساز و همقطاران به قوهء پول ، جمعى از اصناف را سوار درشكه و به شميران اولا نزد وثوق الدوله كه نبايد استعفا نمايى و بعد به صاحبقرانيه [ برده ] كه به شاه سخت گرفته كه بايد استعفاى وثوق الدوله را قبول نكنى . شاه هم پيغام داده بود كه شماها كيستيد و من شما را نمىشناسم . هويت خودتان را معين و بعد اين فضولىها به شما مربوط نيست و من دو ساعت پيش استعفاى او را قبول نمودم . آقايان با كمال افتضاح به شهر مراجعت و در مسجد شاه خواسته بودند ميتينگى بدهند ، نظميه جلوگيرى كرده بود ، اگرچه عده‌اى هم براى مفتضح كردن آن‌ها به مسجد شاه رفته بودند و عصر هم قزاقخانه مسلح شده بودند ؛ گويا شاه براى امنيت شهر و [ اينكه ] مبادا وثوق الدوله با نظميه و ژاندارمرى و بريگاد روابطى كه داشته باز بناى اغتشاش و هرزه‌گرى را به توسط كاركنانش فراهم نمايد . شارلاتان‌ها هم به دست و پا [ افتاده ] . نان هم در اين دو سه‌روزه با كثرت گندم و محصول امسال به انتريك وثوق الدوله كه اداره انبار و ارزاق به دست ارامنه و بهايىها است نان را كم و جمعيت در دكان‌ها زياد شده . تا ساعت يك از شب با آقايان مشغول صحبت و احتمالات اينكه اين بحران رفع‌شدنى تا ظهور انقلاب نيست و هيچ‌كس به نظر نمىآيد قبول رئيس الوزرايى بنمايد . بعد قرار شد عصر دوشنبه خانهء عين الممالك آقايان رفته ، سه تومان الموتى از من قرض نمود ، بعد آن‌ها رفتند .