مىرفتند ، سفارش دليجان آنها را كاملا نموده ، قدرى قريب دو ساعتى هم مشغول [ صحبت ] اوضاع و وخامت او شده ، بعد بيرون آمده ، سفارش احمد را هم كه به او رجوع كار شود نمودم . بعد بهطرف شمس العماره ، خانه خان بابا خان سوادكوهى رفته ، ساعتى هم با او ديدن و صحبت نموده بيرون آمدم . مغازه خلخالى ، پرويز ، محسن ميرزا ، محمود خان معارف همدان هم بود . قدرى صحبت . بعد بلند شده ، خانهء فرخى ، نبود . خانهء صبا ، گفتند به افجه رفته . از آنجا به دكان شيخ حسين گيوهفروش رفته ، باهم حركت . در بين راه مشير اكرم را ديده ، سفارش شهريه خانوادهء مساوات [ را ] نمودم . گفت تا سجل نگيرند صديق حضرت نمىتواند بدهد . بعد گيوهفروش به خانهاش ، من هم برحسب وعده به خانهء رضا قلى خان معارف آقا ميرزا احمد محقق هم آنجا [ بود ] . افطار خورده و تا ساعت سه با اضطراب و وحشتى كه رضا قلى خان فوق العاده از بلشويكى داشت ، بنده هم خيلى آنها را به شوخى تهديد مىنمودم . بعد ساعت سه و ربع بلند شده به خانه ماژور فرج الله خان رفته ، جمعى آنجا بودند . آقا ميرزا عبد الله خان ظهير الملكى هم آنجا بود . قدرى صحبت اوضاع رشت و بلشويكى و مازندران و غيره و وثوق الدوله شد .
ساعت چهار و نيم از شب بلند شده ، ميرزا عبد الله خان مرا سوار درشكه و صحبت رشت را [ نمود ] كه تلگراف سوويت آنجا خطاب به سفير امريك و فرانسه و ساير سفرا [ ارسال شده و امضاكنندگان ] ؛ شمس الدين [ كه ] همان وقار السلطنه [ باشد ] و محمد على ، ( ميرزا محمد على خان رفيقش [ كه ] در طهران باهم بودند ) . جعفر [ هم ] همان ميرزا سيد جعفر خان خودمان وزارت خارجهاى [ هستند ] . گفت دولت هم نيم ميليونى كه انگليس در تحت نظارت خودش خرج را تصويب نمود مايل جارى . منجمله ششصد نفر از جلوها ، رياست دويزيون قزاقخانه را براى سردار معظم خراسانى يا صولت نظام ، رياست نظميه سردار اعتماد ، سردار مقتدر كاشانى رياست بريگاد ، مدحت السلطنه ژاندارمرى . بعد ميدان توپخانه پياده . در مريضخانه حميد خان از درشكه پياده ، مرا سوار ، او هم تا در خانه عين الممالك صحبت دلسوزى و غصهء مملكت را مىخورد . بعد من پياده به خانهء عين الممالك رفته تا شش [ و ] سه ربع صحبت و چايى و شربت .
بعد بيرون آمده به خانه آمدم . سحرى خورده ، بعد از توپ خوابيدم .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1450
مساهمون: سيد محمد كمره اى
ص١٤٥٠