تبعيدىهاى تبريز
بعد در ضمن گردش خطيب الممالك رسيد و باهم صحبت مىكرديم . شخصى با نقيبزاده سوار درشكه ، خطيب بلند او را صدا زد ، درشكه ايستاد ، آنها پايين آمدند . خطيب الممالك معرفى آقا ميرزا باقر مدير جريدهء سعادت تبريز را نمود كه ايشان است . معلوم شد آقايان از فرارى و تبعيدشدگان مىباشند و بر ضد خيابانى بودهاند . قرار شد فردا افطار بنده و فرخى برويم منزل خطيب الممالك و بعد از افطار برويم ديدن آقا ميرزا باقر .
هيئت رئيسه يا هيئت مؤسس
بعد برحسب اظهار فرخى به خانهاش افطار رفته ، چايى ، ماست ، خيار ، پنير ، سبزى ، تخم [ مرغ ] عسلى مفصل خورده ، بعد بلند شده به خانهء اردبيلى رفته ، عين الممالك تنها بود . بعد خلخالى و خود اردبيلى . محمد حسن خان ، افجهاى ، مجله ، شيخ حسين طهرانى ، گيوهفروش ، آقا سيد عبد الغنى و يكانى آمدند بناى خواندن نظامنامه شد . بنده رياست هيئت مؤسس را از طرف ما هيئت مؤسس ضديت مىنمودم و آقايان غير از عين الممالك و فرخى همه طرفدار و يا ساكت كه خود اين هيئت ، تشكيلات را بدهند . مذاكرات خيلى [ شد ] و همه در كمين و صدد خفه كردن من و به اكثريت قطعى نمايند . بنده هم خسته و ادلّه من از قرار تقرير آقايان معلوم نمىشد . بنده هم به اكثريت قانع شدم . آقايان به قدرى تضييق كه بنده عقيده را هم برگردانم . بالاخره گردن بنده گذاشتند كه نظامنامه را من بنويسم . هرچه گفتم كه تعيين روح من اين است كه هيئت رئيسه بايد انتخاب از افراد غير ما شوند نه اينكه ما خودمان ، خودمان را انتخاب نمائيم و شما مىخواهيد ما خودمان هيئت رئيسه خودمان را [ تعيين ] نمائيم . بالاخره ساعت شش و نيم بلند شده قرار شد شب دوشنبه آتيه منزل آقاى عين الممالك . بعد من به جهت رفع كسالت به حمام آمده غسل حيض از دست آقايان نموده به خانه آمده سحرى با بتول خورده بعد از توپ خوابيديم .
تلگراف مشاور الممالك
جمعه 9 رمضان . - دو و نيم به ظهر بلند شده به چاپارخانه پهلوى رفته ، گفته شد پهلوى الان بيرون رفت . به قدر ساعتى نشسته ، آمد . مشغول احوالپرسى و اينكه