تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1393

مساهمون:

ص١٣٩٣
سلامتى سيد ، انگليس‌ها در سر شام زدند . بعد كت‌هاى او را بسته ميان كشتى او را محبوسا به هندوستان فرستادند . تا اول غروب مشغول صحبت . بعد بلند شده بيرون آمدم .

نامهء علما به سفارت

سلطان العلماى قمى را ديده ، گفت منزل صمصام بودم . گفتند آقايان علما به سفارت انگليس نوشته‌اند كه اگر عمليات معاهده را گذاشته و آتيه موقوف و توقيف نمائيد تا تصويب مجلس شورا ، ما ساكت مىشويم . اگر به مجلس شوراى ملى كه وكلايش را ملت انتخاب نمايند موكول شده باشد عيبى ندارد و خوب است و اگر به اين مجلس كه وكلاى او به [ زور ] سرنيزه براى خاطر انگليسىها انتخاب شده‌اند ، من كه در سهميهء خود قبول ندارم . بعد به خيابان آمده ، رفقا آقا شيخ محمد على قزوينى ، حيات جاويد ، آقا عبد المطلب زنجانى رسيده تا كمر لاله‌زار رفته ، مراجعت نموديم . من از توپخانه تنها به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

شنبه 20 رجب . - صبح بعد از چايى به خانه منصور نظام خلجى برحسب وعده رفته ، نبود . مراجعت به خانه ، خمير نمودم و ننه اسماعيل مشغول جارو . بعد من تحرير . نزديك ظهر به دكان رفته ، پختم . بعد ناهار . بعد مشغول تحرير . بعد چايى . دو به غروب بيرون آمده هوا طوفانى بود . از راه بازار به خانهء فرخى رفته ، نبود . مقارن غروب سوار واگون و يك از شب به خانهء آقا سيد عبد الغنى رسيده ؛ بقا ، اردبيلى ، گيوه‌فروش و فدايى بودند . بعد فرخى و آقا شيخ محمد على الموتى هم آمده تا ساعت سه از شب صحبت . قرار شد آقاى ضياء الواعظين را دعوت و هفتهء آتيه خانهء الموتى برويم . بعد آقايان رفته ، من ماندم . شام آبگوشت و ماست و سبزى خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

يكشنبه 21 رجب . - صبح در خانهء آقا سيد عبد الغنى چايى خورده ، ميدان امين السلطان رفته قدرى سبزه خريده سر راه به خانهء آقا ميرزا صدر الدين رفته ، ساعتى صحبت و نان برنجى خورده ، بعد به خانهء آقا شيخ نور الدين ، نبود . از آنجا به خانه ، مقارن ناهار آمده ، ناهار و چايى . بعد اكبر آقا آمد اظهار داشت دو نفر من و دو نفر جعفر قلى ميرزا انتخاب كرديم كه قرعه به اسم يك نفر آن‌ها كه بيرون