بعد بيرون آمده به خانهء منتصر السلطان برحسب وعده رفتم . آقاى عين الممالك هم آمد . تا ساعت سه از شب صحبت . در ضمن تنقيد از مقالهء آقاى تقىزاده كه ايرانى بايد فرنگىمآب شود . بعد من رفع شبههاش را نمودم . صحبت قزاقخانه و اين ايستادگى آنها كه تسليم انگليسىها نشوند و صحبت بلشويكى كه مردم از شدت تنفر از معاهده ناچار مىشوند ، بعد صحبت طبع استفتاى بنده از علما ، گفت خيلى مشكل است اما درصدد برمىآيم . بعد بيرون و به خانه آمده شام خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
جمعه 19 رجب . - صبح بعد از چايى استاد حسن بنا آمد ديوار را ديده ، گفت فشار طاق صدمه زده ، بايد اصلاح مختصر و چوبى در ديوار كلاف كرد ، خطر فورى ندارد . بعد او رفته ، آقا سيد عبد الغنى آمد . قدرى صحبت بعد بلند شده ، من و احمد شيشه و كوزه برداشته بيرون آمديم . در راه آقا ميرزا موسى خان رسيد .
صحبت مراجعت قماش را بيان كرد . بعد در بين راه آنها رفتند . من و احمد كوزه و شيشه را به خانهء اكبر آقا برده قرار شد چهار من روغن ريخته ، آدمش بياورد . بعد من و احمد به خانهء امير اعلم رفته ، نسخه به جهت سردرد و زخم دماغ احمد گرفته ، خيلى جمعيت زيادى [ آنجا ] بود . بعد بيرون آمده به خانهء محتشم الدوله رفته ، نبود . به خانهء مهذب السلطنه رفته قدرى احوالپرسى و تأسف از فوت دبير و معتمد الدوله و احتشام الاطبا شد . بعد بلند شده به خانهء امير مفخم رفته نيم ساعتى صحبت . بعد بلند شده به خانه آمدم . ناهار و چايى . بعد حاج شيخ محمد تقى نجفى ، بعد آقا شيخ محمد تقى كمرهاى ، بعد رضا قلى خان آمده ، هركدام علىحده قدرى صحبت [ نموده ] و چايى خوردند بعد رفتند .
عاقبت فريب انگليس
من هم بيرون آمده خانهء وقار السلطنه رفته ، نبود . از آنجا از راه بازار به خانهء سعيد الملك وكيل رفته ، معاضد السلطان كارپرداز و ميرزا رضا خان رئيس تفتيش وزارت خارجه هم آنجا بودند . قدرى صحبت و چايى . ذكر كردند سيد ابو طالب پاشا اول شخص بصره كه سالى ششصد هزار ليره منافع ملك داشت او را انگليسىها فريفته ، براى آنها خيلى كار كرد تا بصره به تصرف انگليسىها درآمد .
بعد از تصرف و استقرار از سيد پاشا دعوت كرده شام مفصلى و ساغر هم به