آنها هم رفتند . قرار شد شب چهارشنبه آتيه منزل حاج فطن الملك برويم .
خلخالى نقل كرد كه ماليه را يك چپاول و دزدخانهاى درست كردند كه خود اين كار مملكت را به زودى نيست خواهد كرد . مبلغ پنجهزار و پانصد تومان هم صارم الدوله بابت بدهى پول تمبر تاجگذارى كارى كرد كه پستخانه دولتى از طباطبايى نگيرد و از پيش از عيد تا حالا ، ده هزار تومان به ميرزا محمد صادق منفعت رسانيده . بعد شام خورده خوابيدم .
[ دار الايتام ]
چهارشنبه 17 رجب . - صبح بعد از چايى به كوكب خانم گفتم چون تو تنها هستى و گرفتار دو پسرت هستى ، من دو پسر تو را مىدهم به دار الايتام توجه نمايند كه هم درس و هم يك صنعتى ياد بگيرند و تو خودت هم چون ما تنها هستيم و تو از خودمان هستى براى كمك به ما هم بد نيست همينجا بمانى .
هرچه ما مىخوريم باهم بخوريم . قبول نموده و سابقا هم به بتول گفته بودم كه به او بگويد .
بعد از ناهار و چايى به خانهء عين الممالك رفته ، گفتم به زمر پيغام بدهند كه وجه را حواله برلن و پول تلگراف را از دويست و بيست و پنج تومان بردارد .
بعد چايى خورده باهم بيرون آمديم . در راه منتصر السلطان قاجار را ديده ، قرار شد من هر مقالهاى بخواهم طبع نمايم او مساعدت در اجازه از طرف معارف بدهد . بعد به خانهء آقا سيد جليل رفته ، دو ساعتى شطرنج . يك به غروب بيرون آمده با آقا ميرزا عباسقلى خان درب دكانش قدرى صحبت و اشعار مرا خواست ، نوشتم .
گرفتارى به دليل خواندن شبنامه
بعد بلند شده در مغازهء خلخالى با بقاء الملك بيرون آمده از راه خيابان آقا مرتضى نجمآبادى تفصيل گرفتارى پسرهاى آقا شيخ محمد حسين يزدى به جهت خواندن شبنامه و آنها را شيخ حسين خوانسارى و شيخ اسماعيل قاضى عدليه استنطاق و آنها گفته بودند از مدرس گرفتهايم ، نقل كرد . بعد با بقا به خانهء خطيب الملك رفته چايى و قدرى صحبت و نوشتهاى از او به دار الايتام گرفتم كه تقى و اسماعيل پسر كوكب خانم را بپذيرند . بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .