قصر قجر داده و تمام افراد را از پيشآمدى كه از طرف انگليسىها اظهار شده كه بايد قزاقخانه در تحت فرماندهى ديكسن « 1 » انگليسى بيايند و من امتناع .
رئيس الوزرا هم با من طرف شده و تا خود شاه نيايد و نگويد ، من حرف غير يا تلگراف شاه را قبول ندارم . اگر شاه هم آمد و گفت ، من تكليفى اگر دارم رفتار مىكنم و قزاقخانه حال تدافعى را اگر به او سخت بگيرند اتخاذ مىكند . بعد از ساعتى صحبت او رفت .
بعد ناهار و چايى ، سه به غروب بيرون آمده كاغذهاى پست را به صندوق انداخته ، ناصر الدوله خانهاش بود نگاهش كرده ، قدرى صحبت و عنوان نمود كه مقالهء شرح بيانيه رئيس الوزرا اگر بخواهيد چاپ بزنيد من خرجش را مىدهم .
گفتم راه طبعش مسدود است . بعد از مقدارى صحبت بلند شده ، مشير اكرم در بين راه رسيد ، قدرى صحبت و دعوت ناهار فردا را گرفت . بعد به دكان ميرزا عباسقلى خان رفته ، مىرفت به خانهء ميرزا فضل الله خان به فاتحه خواهرش و اظهار كرد كه آقا اكبر آقا ناخوش و باد آورده است ؛ خيلى دلم از مظلوميت آن بيچاره سوخت . بعد از خيابان ، آقا شيخ محمد على قزوينى را ديده ، صحبتكنان به خانهء دكتر حسين خان احياء السلطنه رفته ، قدرى صحبت [ كرديم ] .
انزجار از آقايان پولكى
يك از شب خانهء صمصام رفته ، از اندرون بيرون آمد . اظهار كرد كه من حاضرم با سعد الدوله مخارج پنج نفر آقايان علما را بكشيم و برويم جايى را منزل و بر ضد قرار [ داد ] حرفى بزنيم . شما خوب است آقايان را ببينيد . گفتم من از همه آقايان بدم مىآيد . چون محافظهكار و پولكى و مقامخواه هستند . من چشمم به اينها آب نمىخورد . من آن وقتى حاضرم كه مردم با پول خودشان و آقايان هم همچنين . واقعا حاضر براى تنفر رسمى از معاهده ، بعد هم متفرق شوند و غير از اين را من اعتقاد ندارم . تا ساعت دو و نيم صحبت . بعد بلند شده با آقا شيخ محمد على بهسمت خانه آمديم . ساعت سه به خانه رسيده شام خورده خوابيدم . گفتند عصر آقا ميرزا سليمان خان آمده بود اينجا كه من نبودم .
هامش
( 1 ) . در اصل ديكن .