تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1386

مساهمون:

ص١٣٨٦
محرمانه قرار شد كه ماژور صورت صد هزار تومانى بدهد و شش هزار تومان به او بدهند ، مابقى قسمت خود وثوق الدوله و شش هزار تومان را هم به او نمىدهند چه كه او خيلى چپاول و سرقت از اموال ماشاء الله خان و مردم كاشان نمود .

مواجب بريگاد مركزى

سپهدار هم يك دلتنگى كه از كابينه داشت اين بود كه مواجب تمام آژان ، ژاندارم ، قزاق و نفرات قشونى را صارم الدوله مىداد الا مواجب بريگاد مركزى كه هرچه رئيس سوئدى آن‌ها به سپهدار مىگفت و سپهدار به صارم الدوله اظهار مىكرد ، او به طفره مىگذراند تا اين‌كه رئيس بريگاد خودش به سفارت مىرود و مىگويد ما هم مثل سايرين مطيع شما هستيم . آن‌وقت سفير به صارم الدوله مىگويد ، صارم الدوله فورا حواله مىدهد . سپهدار مىگويد در صورتى كه تابعين من احترامش از من زيادتر باشد من حاضر در استعفا مىشوم و ديگر وزير نيستم . بالاخره تا ساعت سه از شب مشغول صحبت . قرار شد شب چهارشنبه آتيه منزل من بيايند . بعد خانه آمده شام خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

جمعه 12 رجب . - صبح بلند شده ، بعد از چايى ، احمد رفت كه يك اشرفى عيدانه به دكتر همسايه كه گاهى التفات در معالجه ما دارد داده و بيايد . هوا هم سرد . بعد آقا ميرزا محمد على خان خوش‌نويس آمد . قدرى صحبت و چايى خورده رفت . من هم مشغول شده چيزى در رد بيانيهء رئيس الوزرا كه فحش بىاسم به ما داده بنويسم . بعد ننه اسماعيل هم نان و قند و چايى و پول برداشته رفت باغ زن مرحوم مشهدى حسين ، سيزده‌بدر . من هم ناهار آبگوشت و ماهى با ويستادهل « 1 » خورده ، بعد چايى و مشغول نوشتن رد بيانيه شده . يك به غروب ننه اسماعيل آمد . من هم بيرون آمده به خانهء آقا شيخ حسين گيوه‌فروش رفته ، بقا ، اردبيلى ، آقا سيد عبد الغنى ، الموتى و فدايى هم آمدند . فرخى عصر آمده كارت داده و رفته بود . تا ساعت سه از شب نشسته من قدرى رد بيانيه كه نوشته بودم خواندم . آن‌ها صحبت . قرار شد شب يكشنبه آتيه منزل آقا سيد عبد الغنى بعد بلند شده به خانه آمدم ، شام خورده خوابيديم .
هامش
( 1 ) . منظور سگ نگهبان خانه است كه كمره‌اى نام ويستادهل بر او گذارده .