تكليفى معين نمايد . حوادث روزگار حاكميت دارد و محكوم نيست . بعد اصرار نمود . گفتم شما مردمانى كه فقط حقخواه باشيد نيستيد ، غالبيتخواه هستيد و خيلى اوقاتم تلخ از محافظهكارىهاى شما است . مىخواهيد همهجا را داشته باشيد . تا ساعت سه از شب آنجا بود . بعد او رفت . من هم رو به خانه ، در راه اعتضاد حضور را ديده ، از راه استرآباد و آن حدود اغتشاشاتى نقل كرد . بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
مفتش رئيس الوزرا
چهارشنبه 11 رجب . - صبح بعد از چايى ، سه ربع از آفتاب بالا آمده ، مشهدى محمود باغبان آمده ، مشغول بيل زدن شد . آقا شيخ مهدى تبريزى آمد مشغول صحبت و بيانيه را نموديم . بعد قوم مشير اكرم با منصور نظام خلجى آمدند ، قدرى صحبت . بعد آقا ميرزا جعفر تنكابنى جاسوس و مفتش رئيس الوزرا آمد و استنطاقات خودش را از من در خصوص بيانيه رئيس الوزرا و انفصال صارم الدوله و اوضاع نمود و رفت . بعد صمصام السلطنه آمد . قدرى صحبت ، بعد او رفت .
بعد از ناهار و چايى ، سه به غروب بيرون آمده به خانهء مرآت رفته . ساعتى صحبت اوضاع و تغييرات در كابينه و غيره . كاغذى هم به مصدق السلطنه مىنوشت ، من هم دو كلمهاى نوشتم ، 25 تومان هم به جهت مساوات داد . بعد بيرون آمده ، در بازار قند و چايى و بابونه گرفته به خانه آمدم . اجرت عملهجات باغچه را داده ، بقاء الملك رسيد . باهم صحبتكنان بيرون رفته ، خانهء عين الممالك ، نبود . از آنجا باهم منزل اكبر آقاى تويسركانى ، نبود . رفتيم تو .
اسدآقا بود . مقالهء استفتائيه از علما را كه حيات جاويد درج نكرده بود براى بقا خواندم . خيلى متأسف شد كه در جريده درج نشده بود .
ماجراى استعفاى وثوق الدوله
بعد مقارن مغرب به خانهء خلخالى رفته ، بعد خود خلخالى ، مجله ، اردبيلى ، فطن الملك ، من و بقا چايى . فطن نقل كرد دو هفته قبل وثوق الدوله ، وليعهد را ديده ، عرض نموده كه من با هرجومرج ادارات و اغتشاش ولايات دماغم