تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1380

مساهمون:

ص١٣٨٠
بگيرند . بدون مشير اكرم ، بنده قبول نكردم . گفتم من تنها حاضر نيستم . تا ناهار خورديم مشير اكرم هم آمد . بعد از ناهار و چايى فورى مشير اكرم و دكتر و من به حياطهاى معتمد الدوله رفته ، بقيه اسباب‌هايى كه از سفر آورده بودند ، تا نيم به غروب اسباب‌هاى توى حياط و طويله خودش و آنچه در طويله معتضد الملك داشت نموديم . بعد من نيم به غروب و بعد از اتمام صورت‌ها خداحافظى و به خانهء آقا ميرزا غفار خان . خانهء مورخ الدوله ، نبودند . خانهء بصير الدوله رفتم ، رفته بود قم و ديشب آمده بود . قدرى صحبت . از آنجا بلند شده به خانهء عتيقه‌چى رفته ، از آنجا مراجعت و به خانهء شيخ حسين گيوه‌فروش رفته ، نان‌هاى شيرينى تهيه داشت كه معلوم بود از جهت ديدن صنف خودش كه امروز آنجا آمده بودند . بقا ، اردبيلى و آقا شيخ محمد على الموتى هم آمدند . تا ساعت دو و نيم از شب سه نفر آقا سيد عبد الغنى ، فدايى و فرخى هم بنا بود بيايند نيامدند . قرار شد شب شنبه آتيه باز در منزل گيوه‌فروش برويم و سه نفر ديگر را هم خبر كنيم . براى اينكه خسته از ديد و بازديد شده‌ايم حل نمائيم . بعد اردبيلى به جايى و بقا و الموتى و من رو به خانه ، من به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

دوشنبه هشتم رجب . - صبح بعد از چايى آدم از طرف عصمت السلطنه آمد كه شما هر قسم شده بيائيد منزل ما . بعد مشهدى ميرزا آقا و مسنن الدوله و يك نفر ديگر آمده مشغول صحبت . بعد آن‌ها رفته ، من تنها نان ، ماست ، برانى ، پنير با سركه خورده ، بعد قدرى خواب . بعد پسرهاى ثقة الاسلام مازندرانى آمده چايى و صحبت ، بعد آن‌ها رفتند . من هم بيرون رفته مغازهء خلخالى نشسته ، نيم ساعتى صحبت . بعد از آنجا بلند شده به خانهء مجله رفته ، اردبيلى هم كه با مرآت و يگانى به ديدن ممتاز الدوله به حضرت عبد العظيم رفته بود آمده بود آنجا . بعد تنكابنى و خلخالى هم آمدند . بقا و فطن نيامدند .

شتاب فزايندهء حوادث

صحبت متفرقه و يك جوال اخبار ذكر شد . منجمله كلنل فتحعلى خان از رشت به گلروپ كه ديروز سه به غروب آذرى را زدند . منجمله خبر كه كشتى بلشويك‌ها وارد انزلى و بيرق سرخ را كوبيدند . وثوق الدوله استعفا نمود و يا اين دوروزه بيانيه مىدهد و خدمات دوسالهء خود را مىشمارد و عملياتى از تبعيد و غيره خواهد كرد .