تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1371

مساهمون:

ص١٣٧١
بدون چيز ديگر مقصود داشته حكما يا فاسد يا ديوانه شده . بعد خوابيديم و قدرى هم از سليمان ميرزا معلوم بود كه دلتنگ و اخلاق او را تنقيد و شكست و عقب‌نشينى عثمانى را از ضديت سليمان ميرزا با نظام السلطنه بيان مىكرد .

[ امور روزانه ]

شنبه 28 جمادى الثانى . - صبح در خانهء فدايى ، بقاء الملك بيدار شده قبل از چايى رفت . من و فرخى چايى خورده با فدايى بيرون آمديم . فدايى به ادارهء ماليه و فرخى مرا به خانه‌اش برد . فرستاد ادارهء حيات جاويد كه مقاله درج نشده مرا بياورند . ميرزا على خان گفته بود مدير نيست ، بعد از آمدن مىگيرم مىآورم . بعد فرخى مانده من بيرون آمده درب دكان ميرزا عباسقلى خان قدرى نشسته و صحبت نموديم بعد به خانه آمدم . ديشب هم آب آمده و باغچه‌ها و آب‌انبار را هم احمد پر كرده بود . بعد ناهار و چايى خورده ، دو بعد از ظهر به خانهء اردبيلى رفته ، چايى باز خورده مشغول صحبت و شطرنج . بقاء الملك و نبيل الملك آمدند .

ورود بچه‌هاى مرحوم معتمد الدوله

بعد من بلند شده سوار واگون از سبزه‌ميدان شده به خانهء مشير اكرم رفته ، بچه‌هاى مرحوم معتمد الدوله هم قبل از ظهر وارد شده بودند و گريه‌هايشان را كرده بودند . با عصمت السلطنه قدرى صحبت و كاغذهايش را كه با بار گارى توى رودخانه سرازير شده بود و تمام مرطوب ، قدرى نگاه كرديم . در يك كاغذ علىحده نوشته بود كه صد تومان براى آقا سيد محمد رضا مساوات كه استغاثه از من كرده بود براى مخارج از برلن ، بدهيد . تا ساعت دو و نيم از شب آنجا بودم و اظهار داشتند كه يك روز بيائيد صورت اسباب‌ها را هم شما حاضر باشيد . گفتم هر روز كه دكتر بيايد مرا هم خبر نمائيد .

اختلاف در كابينه

بعد بيرون آمده درب دكان گيوه‌فروش سعيد العلما و ميرزا قاسم خان ترك هم آنجا بود . مىگفت بين سپهدار و وثوق الدوله به‌هم‌زدگى پيدا كرده در خصوص معاهده و اجراى آن . وثوق الدوله هم خيال رفتن به فرنگ را دارد و خيلى مطالب تو درهم . بعد از ميدان توپخانه سوار واگون .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1371 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا