تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1370

مساهمون:

ص١٣٧٠
كه اگر انگليس به دست دولت ، ماها را نكشد ، فقرا ، كسبه و عامه ما را بكشند كه بگويند اين‌ها بودند بلشويك‌ها و اين هرج‌ومرج و چاپيدن خانه‌هاى فقرا و دكان‌هاى آن‌ها است بلشويكى . و اگر هم دولت قبول كند كه معاهده توقيف باشد تا تصويب مجلس ، شايد مجلس ، قسمى خريده شود كه وكلا به اكثريت تصويب نمايند ، آن‌وقت بدتر . چه كه عامه رسما خودشان موكول به تصويب مجلس نموده بودند ، من ابدا با اين صورت كه گفته شد رأى ندارم و خيلى مضر هم اين تجمع را مىدانم . بالاخره بعد از صحبت ، آقا شيخ حسين گفت ممكن است شما با آقايان بنشينيد و در اين باب مذاكرات نمائيد ؟ گفتم خير ، عقيدهء مرا شما به همين قسم براى آقايان بگوئيد ، اگر پسنديدند مثل اين است كه من خودم حاضر بوده‌ام . بعد آقا شيخ حسين رفت . من هم نيم از شب به‌طرف خانه فدايى كه وعدهء شام داشتم رفته الموتى ، فرخى ، بقا و فدايى بودند . وارد ، چايى ، صحبت ، اشعار و خواندن شد . بعد فرخى ترتيب درج نكردن حيات جاويد مقالهء مرا و طمع‌هاى رذيلانه او به ميان آمد . بعد قدرى هم صحبت تهيه وسايل آمدن مساوات به ميان آمد كه وجهى به قدر صد و پنجاه تومان كه من تهيه كرده‌ام ، آن‌ها هم دويست تومان تهيه نمايند . بعد از خيلى از صحبت‌ها ، معلوم شد كه ما همه‌چيز مىخواهيم و هيچ‌كارى هم از دستمان برنمىآيد . بعد الموتى رفت به خانه‌اش .

انتقاد رفقا از مقالهء تقىزاده

من و بقا و فرخى شام خورده ، فدايى هم جريدهء كاوه مورخ اوايل ژانويه هذه السنه را كه سرمقالهء او را آقاى تقىزاده نوشته بود كه ايران بايد امروز فرنگى مآب شود و عادات و اخلاق و رسومات ، غير از زبان آن‌ها همه‌چيز ديگر را مثل اروپايى قرار دهد ، ديدم كه فدايى و بقا ميل به تنقيد را از تقىزاده دارند . بنده چون باز به اعتقاد اينكه تقىزاده همان ايران‌خواه حقيقى و خود اهل شهوات نيست مساعدت با آقايان نكردم و گفتم شايد ما معنى و مقصود مقاله او را نفهميديم ، بايد درست تأمل نمود ؛ يا اين‌كه براى اغفال و القاى شبهه كه نظرات انگليسىها با ايرانىها ملايم شود و مقيمين برلن بتوانند بيايند به ايران اين قسم نوشته ، يا آنكه اين قسم كه شما معنى مىكنيد اگر باشد و همين ظاهر را