تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1368

مساهمون:

ص١٣٦٨
مىخواهيد ، رسيد دويست و شصت [ هزار تومان ] را بدهيد ، تا بدهيم . صارم الدوله گفته بود چه عيب دارد . مىدهيم . هيئت [ دولت ] هنوز قبول نكرده است و نيز دويست هزار تومان ديگر از انگليسىها قرض خواستند ، آن‌ها گفته بودند چهارصد هزار تومان چندين سال است از مؤيد الدوله مرحوم و امثال او طلبكاريم با منافعش . او را به حساب دولت بياوريد تا دويست تومان ديگر به شما بدهيم .

حيات جاويد پولكى

بعد پنجاه تومان از پهلوى براى حركت دادن مساوات گرفته ، مقارن غروب بيرون آمده به مغازهء خلخالى رفته فرخى را ديدم . پرسيدم : سيد حيات جاويد ورقه مرا چيد كه طبع شود ؟ گفت خير . خيلى اوقات من تلخ شد كه اين سيد معلوم مىشود پولكى و دله است . بقاء الملك هم از اين عدم درج خيلى متأسف و ملول گشت . بعد يك از شب به‌سمت خانه آمده به خانهء امير مفخم روضه رفته ، قدرى صحبت . بعد ساعت سه بيرون آمده ، رفتم احوال‌پرسى ناصر الدوله ؛ خوابيده بود و سعيد همايون و ميرزا سيد عباس خان هم آنجا بودند . قدرى صحبت و چايى . بعد بيرون آمده به خانه آمدم . شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

جمعه 27 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى ، هوا خيلى سرد و سوز داشت ، بيرون آمده درب خانه بقا كه او را ببرم بيرون . ديدم مهمان دارد . قدرى نشسته صحبت كرديم . بعد بلند شده خانهء آقا سيد جليل رفتم . مرآت الممالك و آقا مرتضى نجم‌آبادى هم آمدند . تا قريب ظهر به صحبت . بعد اردبيلى ، مهمان فدايى با نائينى و آقا ضيا بودند و رفت . من و مرآت هم صحبت‌كنان تا در خانه ، او رفت . من به خانه آمده ، ناهار مىخورديم ، مشير اكرم آمد كه برويم منزل ما به جهت آمدن خانواده مرحوم معتمد الدوله از استرآباد . من ناهار خورده بيرون آمدم . سوار درشكه شده به چاپارخانه ارباب بهمن كه ده تومان جرم تأخير دو ساعت اتومبيل كه پسر مشير اكرم با مادرش به قم مىرفتند ، دير سوار شده بودند و گرفته بودند رفتيم كه من پس بگيرم . ارباب نبود . بعد باهم به خانهء مشير اكرم رفته ، آن‌ها ناهار و من چايى . تا عصر صحبت . مسافرين هم نيامدند . من بلند شده بيرون آمدم . به دكان شيخ حسين رفته ، قدرى صحبت .