وثوق الدوله كمك نداريم يا بايد سپهسالار يا صارم الدوله را توى كار آورد و از آنها استمداد خواست . گفتم او را من در اسقاط كمك مىكنم ، ليكن درآوردن از اين نمره رجال روى كار كمك نمىكنيم . هرچه كرد كه من قول بدهم كه در خصوص سپهسالار و يا صارم الدوله تمجيدى نمايم قبول نكردم .
مداخل حاصل از گرفتارى حاج احمد كسمايى
بعد عصر بلند شده رو به خانه آمده ، قصاب را آوردم بره را كشت ، دو من و نيم گوشت داشت . من هم يك من [ و ] بيست و پنج سير گوشت برداشته به خانهء خلخالى رفته ، قرض خود را ادا كرده در راه آقا سيد جليل رسيد . باهم برحسب وعده به خانهء آقا شيخ محمد بروجردى رفته ، آقا شيخ احمد سيگارى هم آمد . تا ساعت سه و نيم مشغول صحبت جنگل و خيانت حاج احمد و تأمين گرفتن او محرمانه به توسط سپهدار از وثوق الدوله و نيز از قونسول انگليس در رشت و خوردن پولها و گرفتارى او و اينكه پنج هزار تومان به مدرس وعده و سند داده شد كه حاج احمد را از حبس طهران خلاص نمايد و دوندگىهاى آقا شيخ حسين طهرانى و كاغذ بردن از مدرس به شميران به وثوق الدوله و جوابهاى او و تعقيب آقا شيخ حسين و حوالههاى مدرس به اسم امر خير و غيره . آقا شيخ حسين بيشتر از هزار دريافت نمود ، خيلى هم سيد ضياء براى رفع توقيف اموال حاج احمد جديت كرد و هفت هزار تومان هم او سند گرفت و سه هزار تومانش را گرفت .
بعد شام مفصلى از چلو و قورمهسبزى و قيمه و كوكو و ماهى و كباب و سبزىپلو و آش خوب و دوغ و ترشى و سبزى قبل و بعد از شام هم پرتغال و ليمو و چايى خورده بعد من و اردبيلى رو به خانه . آقا شيخ احمد ماند . ساعت قريب پنج ربع كم از شب به خانه رسيدم و خوابيدم .
[ امور روزانه ]
چهارشنبه 27 جمادى الاول . - صبح بعد از چايى تا ظهر در خانه بوده ، بعد ناهار و چايى ، سه به غروب بيرون آمده ، حسين خان حمال گفت عدل الملك آمده و اعلان كرده كه ديدنم نيايند و نيز نقل كرد كه امروز قبل از ظهر محاكمه ويستادهل با وكيل ورثهء استوار در محكمه جنايى بود . بعد من بهطرف چاپارخانه رفته ، پهلوى را ديده ، صحبت محكمه را نمود . بعد قرار شد روز شنبه بروم او را ببينم . بعد به خانهء صمصام احوالپرسى رفته ، چايى خورده بيرون