تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1335

مساهمون:

ص١٣٣٥
مىآمد . بعد زير كرسى قدرى دراز كشيده ، يك به غروب بيرون رفته ، از راه ميان بازار حجره حاج محمد آقا رفته ، سفارش آوردن گوسفند را از ده نمودم . بعد از دم مغازه خلخالى رد شده ، فرخى و آقا شيخ حسين يزدى و آقا موسى از من تقاضا نموده كه قدرى بايد باهم صحبت نمائيم . بعد به خانهء فرخى رفته ، خيلى از آقايان علماى پنج نفر ضد معاهده و طرفيت روضه‌خوان‌ها صحبت شد . من تنقيد از محافظه‌كارى و مرعوبيت آن‌ها نمودم . بعد آقا موسى گفت كه فردا صبح به خانه آقا مير سيد على بهبهانى بيائيد با شما مىخواهيم صحبت نمائيم . بعد من قبول نموده ، ساعت دو از شب بلند شده به خانهء ميرزا ابراهيم قمى رفته ، گفتند غروبى رفتند و نجات اينجا بود و قرار شد كه شب دوشنبه بيايند اينجا . بعد مراجعت مغازهء كاشانى رفته ، دكتر احمد خان آمد . من مطلب را به او گفتم كه شما با من خيلى دوريد ، تا عدم رسميت سابق كميته را اعلان نكنيد ما نمىتوانيم با شما اتحاد در نهضت دمكراسى بنمائيم . بعد ساعت دو و نيم بلند شده به خانهء وزير دفترى روضه رفته ، بعد با معتمد الممالك بلند شده به خانه آمدم ، شام خورده خوابيدم .

[ امور روزانه ]

جمعه 22 جمادى الاول . - صبح بعد از چايى به احمد گفتم برود يك شاگرد يا بنّا بياورد و سقف مطبخ كه ريزش كرده درست نمايد . بعد به خانهء آقا مير سيد على رفته ، آقا موسى هم آمد . خيلى مذاكره شد . گفتم به نظر من چاره جز [ اين نيست كه ] خود حاج آقا جمال يا امام جمعه خويى يا آقا حسين نجم‌آبادى يا مدرس يا آقا مير سيد محمد بهبهانى يا بعد از اين‌ها ، شما كه آقا موسى هستيد بالاى منبر برويد . گفتند كه ممكن نمىشود ، و شما برويد خوب است . گفتم مگر آنكه آقايان رسما در مجلس فاتحه به من بگويند شما برويد بالاى منبر و از زبان ما تسليت به عموم بگوئيد ، آن‌وقت من مىروم بالاى منبر و اظهارات را در اين صورت من مىنمايم . قرار شد آقا مير سيد على برود آقاى بهبهانى را با ساير رفقايش ببيند كه به اين ترتيب رفتار نمايند .

نتيجهء رقابت علما

بعد از دو ساعتى صحبت ، من بلند شده به مغازهء خلخالى رفته ، فطن الملك ، فدايى و بعضى آنجا بودند . تفصيل خانه آقا مير سيد على را به خلخالى گفته ، او