شيخ حسن خان و ساعتساز و يمين الملك . بعد من و بقا و خلخالى به چايى و صحبت تا ساعت چهار كه چهكار بايد با دو دسته كثافتكار كميتهها بكنيم . بقا و خلخالى گفتند ما فردا به خانه دكتر نمىآئيم . گفتم من مىروم تا ببينم چه مىشود . اما من با اينها و آنها داخل اتحاد نمىشوم ، چه كه ملكوكيت دمكراسى را كه نمودهاند بدون جبران و ترميم كه الغاى عمليات كميته را تا ننمايند من با آنها اتحاد نمىكنم و آنها هم امكان ندارد حاضر بشوند . بعد ساعت چهار من و خلخالى بلند شده ، من به خانه آمده ، شام با بچهها خورده ، تمام پيازهاى ما را هم يخ زده بود . يك كاغذ پست شهرى هم از ميرزا سيد مصطفى خان رسيد كه روز يكشنبه دو بعد از ظهر آقاى تنكابنى و بينش هم مدعو هستند براى مذاكراتى ، منتظر هستيم . بعد خوابيديم .
جمعآورى كمك براى مساوات
جمعه پانزده جمادى الاول . - صبح بعد از چايى هوا قدرى ابر بود . من هم زير كرسى و تنبل ، متفكر . آقاى عين الممالك آمده ، مشغول صحبت متفرقه شده ، صحبت بىخرجى و بىراهى مساوات و رفقايش در برلن و عدم اعتناى دولت به آنها و همچنين عجز تنها مساوات به كار از بىزبانى و غيره ، بعد قرار شد اگر بشود پانصد تومانى از رفقا براى مساوات جمع و فرستاده شود . عين الممالك شخصا پنجاه تومان نقدا داد . بعد نزديك ظهر رفته ، من هم با بتول و ننه اسماعيل ناهار آبگوشت خورده ، بعد خوابيدم . عصر بيرون آمده به خانه مرآت الممالك نبود .
براى جمعآورى دموكراتهاى قبل از مهاجرت
بعد برحسب وعده به خانهء دكتر مهدى خان رفته ، آقا ميرزا سليمان خان ، آقا سيد عبد الرحيم كاشانى آقا سيد جليل ، مرآت السلطان ، دكتر حسن خان ، دكتر احمد خان ، ملك الشعرا ، جليل الملك و دو سه نفر ديگر [ آمده ] فقط تدين و صدرايى و ميرزا على اكبر نيامده بودند . همچه حدس زدم كه آنها رفتهاند كه با اجزاى كميته كه ضديت با اينها دارند سازشى نمايند . خيلى صحبت شد و پيشنهاداتى شد كه طرز جمع كردن افراد قديم به چه شكل بشود . پنج نفر انتخاب شدند ؛ اردبيلى ، كاشانى ، ميرزا سليمان خان ، مرآت السلطان و يك نفر ديگر كه