تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1323

مساهمون:

ص١٣٢٣
و تدين و ملك الشعرا و جليل الملك بعد از اين بود . اما به قول شرافتى با همديگر قرار گذاشتند ، و ليكن در نوشته ننوشتند ، و ليكن نوشتند كه منبعد در امر حزبى عمل نكنند . ليكن من گفتم تا اين دمكرات‌ها كه تأسيسات كميته و تأييد معاهده را نمودند ترميم نكنند ، من نمىتوانم با آن‌ها داخل بشوم و به اصرار خواستند من امضاى كاغذ آن‌ها را بنمايم . نوشتم : من با افراد دمكراتى كه مؤسسات بعد از مهاجرت را رسمى نداند حاضر به تشكيلات هستم ، سيد محمد كمره‌اى . بعد قرار شد كه صحبت اين مجلس را هيچ‌جا نكنيم و شب دوشنبه خانهء غفارى برويم . بعد ساعت سه از شب همگى بلند شده رفتند . آقا سيد جليل گفت فردا عصر خانهء بقاء الملك بيائيد . بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

سرماى بىسابقه

چهارشنبه چهارده جمادى الاول . - صبح بعد از چايى باز هوا به شدت سرد . همچه سرمايى در اين چند سال نشده بود و هوا خود را از تحت الحمايگى ممالك جنوب بيرون آورد . بعد بيرون آمده بازار رفته ديدم كاروانسراها و اغلب بازار از شدت سردى هوا باز نيست ، اگرچه اسما به جهت وفات حضرت صديقه است . سه تومان و نه هزار طلب شير مرد گبر را دادم . بعد حاج سيد محمد ساعت‌ساز را ديده ، در خصوص ساعت حاج جلال لشكر اظهار نمودم ، باز همان حرف‌هاى سابق را كه راه اروپ هنوز درست باز نشده و به سوئيس نوشته‌ام هنوز جواب نيامده ، باز مىنويسم . بعد خانهء فرخى رفته ، خوابيده بود ، به هتل پاريس رفته مسيو ورام را نديدم . به چاپارخانه رفته ، گفتند پهلوى به دفتر پست رفته . ارسى بتول را از مشهدى عباس پينه‌دوز گرفته ، دادم ميخ كردند . بعد به خانه آمده ناهار خورده ، بعد از سرما زير كرسى قدرى خوابيده ، بعد چايى .

رفع ملكوكيت دموكراسى

يك به غروب به خانهء بقاء الملك رفته ، آقاى آقا سيد جليل و يمين الملك نامى آنجا بود . بعد مرآت السلطان و آقا شيخ حسن خان و ميرزا عبد الحسين ساعت‌ساز هم اتفاقا آمده ، آقاى خلخالى هم آمده ، مشغول شعر خواندن و حكايت مضحكه تا ساعت يك از شب . آقا سيد جليل رفت ، بعد هم مرآت و آقا
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1323 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا