تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1313

مساهمون:

ص١٣١٣
هم بيايد . او هم آمد . ناهار مفصلى پر از گوشت ، آن هم مرغ و لوازم مفصلى خورديم . قبل و بعد هم مركبات و شيرينى و چايى .

انتقاد از خطمشى ضد تشكيليون

بعد صحبت ديروز شد كه آقا ميرزا سليمان خان اظهار كرد كه شما نيامديد آنجا و قسمى شد كه شما حربه به دست طرف مىدهيد . شما وعده داديد كه بيايد خانهء صدرايى و تماما آنجا بودند و صدرايى از صبح به من گفت كه كمره‌اى نمىآيد و با سايرين صحبت كرده ، آن‌ها رأى نداده‌اند . من قبول نكردم . بعد كه ظهر شد و تا يك ساعت بعد هم منتظر شديم . بعد گفتند كه ديديد فلانى حاضر نمىشود . من گفتم كه حق با شما بود . حال بنا شد روز دوشنبه منزل دكتر مهدى خان برويم و زنجانى و تنكابنى هم ديروز آمده بودند . بعد خيلى صحبت و تا غروب منزل ناصر الدوله بوديم . ركن الممالك ، دايىاش و پسر آقا سيد عبد الله مجتهد قمى و قائم مقام الملك و ميرى گارىچى هم آمدند . بعد من بلند شده به خانه آمدم . يك از شب رفته عين الممالك فرستاد ، من بيايم يا تو مىآيى ؟ من رفتم و او را از خانه‌اش برداشته به خانهء ميرزا ابراهيم خان دم خيابان علاء الدوله رفتيم . آقا شيخ محمد على قزوينى ، ميرزا عبد المحمد و ميرزا محمد على نواقل و ميرزا باقر خان و دو سه نفر ديگر هم بودند . روضهء آن‌ها تمام شده بود . تا ساعت سه از شب صحبت اغتشاش روى كره و اينكه خداوند لعنت كند لويد جرج و كلمانسو و اينكه در هر مملكتى و نيز لوس و دنيكين و وثوق الدوله و . . . « 1 » درست كرده و به قدرى براى بلع كردن ملل ضعيفه تضييق تهيه نموده كه مردم بدبخت روى كره را به نيستى كه بلشويكى باشد سوق مىدهند .

بلشويك شدن ملك الشعراء

بعد عموما بلند شده ، من و عين الممالك به‌سمت خانه ، در راه نقل كرد كه ناظم التجار كرمانى مرا امروز صبح در راه ملاقات نموده و گفت كمره‌اى را مىخواهم ببينم به جهت اينكه چند روز قبل ملك الشعرا به عيادت من آمده بود
هامش
( 1 ) . نقطه‌چين در اصل .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1313 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا