اعتنا نمىكنند ، آقايان هم مىخواهند به هر شكلى هست خودشان را به ما بچسبانند . يا آنكه اين آقايان به سفير گفتهاند فقط هفت هشتنفرى هستند كه اذهان عامه را از معاهده متنفر مىكنند . ما مىتوانيم به تدبير آنها را با خودمان يكى نمائيم و براى آنكه چندى هم به اين قسم با سفير امرار مداخل و احترام را داشته باشند تا بعد چه شود ، اين رول را پيش آوردهاند . بعد آقا سيد جليل رفته شام خورده خوابيديم . امروز هم شنيدم يادداشتى چند روز قبل از بريتانيا رسيده كه مواد مصالحه را چون ايرانىها مىگويند بىزمان است ، خوب است مذاكره و اصلاحى نمائيد .
[ امور روزانه ]
دوشنبه چهارم جمادى الاول . - صبح بعد از چايى ، مشغول تحرير . بعد از دو ساعتى به خانهء خلخالى رفته تفصيل مجلس دعوت به خانهء آقا ميرزا سليمان خان را نقل نموده ، قرار شد فردا عصر به خانهء خلخالى كه اردبيلى و تنكابنى هم هستند بروم و حال آنكه باز من در چهارشنبهء آتيه به منزل صدرايى كه دعوت از من با كميته و تشكيليون نموده بروم يا به طفره گذرانده و به همان دو شرطى كه به آنها نمودهام ، اجراى آن را بخواهم . بعد خلخالى تفصيل بودن خودش در كميته و مفاسد آنها را با چند دسته شدن كميتهچىها كه يك دسته ملك و قمى و دكتر حسن خان ، يك دسته هم مير موسى خان و غفارى و فروهر ، يك دسته هم صدرايى ، تدين و جليل الملك . و حالا هم به نيرنگهاى وثوق الدوله اين جلسات با ماها را فراهم مىآورند . بعد چون باران شروع و تند بود ، ناهار آوردند من و خلخالى خورده ، چون احتمال دادم رفقا خانه بيايند بلند شده ميان باران به خانه آمدم .
استفسار رفقا
آقا شيخ حسين طهرانى ، گيوهفروش و فرخى را ديده زير كرسى نشسته و قيسى مىخورند . معلوم شد ناهار نخورده بودند . نان و پنير و آش و مربا براى فرخى آورده ، قدرى خوردند ، بعد چايى . بعد از من توضيح خواستند دعوت از شما و صلح با تشكيليون و كميته چه بود ؟ گفتم دعوت بدون سابقه [ بود ] و صلح هم نشده . اما دو شرطى من نمودم اگر به آنها رفتار نمايند من با آنها كار خواهم نمود ؛ يكى آنكه با افراد قبل از مهاجرت ، تشكيلات بشود . ديگر آنكه ظلم