مفتشين نظميه
بعد دكان مشهدى عباس رفته ، ارسى بتول را دادم درست نمايند . درضمن [ صحبت ] دزدها شد . گفتيم تمام دزدهاى شهر و فواحش شهر جزو قشون دولتى و قطع نظر از آنكه منابع مهمى براى عايدى دولت مىپردازند اداره تفتيش كاملى هم هستند ، چه كه تمام اينها با احصائيه ، تمام در ثبت دولت هستند و هيچ دزدى نمىشود مگر آنكه نظميه مطلع يا سابقه دارد يا فورا مسبوق مىشود و همچنين از تمام فواحش التزام گرفتهاند هركس كه مىآيد ، اگر عرق فوق العاده و خرج زايد از اندازه يا پول زايد از قوهء خودش يا صحبت خارج از معمول كرد بايد فورا اطلاع بدهيد . منجمله يك نفر شاطر نانوا يك اسكناس پنج تومانى خرد كرده و رفته بود خانهء يكى از فواحش و قدرى شيرينى و آجيل هم زياد از سابقش گرفته بود و مطالبهء يك نفر از فاحشهها را نموده بود . گفتند يك ساعت صبر كن ، حالا نزد ديگرى است . گفته بود هرچه او داده ، من دو مقابل ، سه مقابل مىدهم . زنها فهميده بودند پولى زايد از مرتبهء خودش دارد . فورا تلفن به كميسرى زده بودند ، آژان مىآيد او را مىبرد . معلوم مىشود اسكناس زيادى پيدا كرده و مال يك نفر فرنگى بوده كه در خيابان گم كرده . اين قسم فواحش مواظب هستند و همچنين دزدها . هرجا هم كه دولتىها بخواهند اطلاعات و تفتيشات كه صورتا خودشان نخواهند بكنند يا فوايدى برده باشند . دزدها را دستور مىدهند كه آن كار را كاملا صورت بدهند و همچنين درشكهچىهاى شهر كليتا مفتش و يك قسم قشونكارى دولتىها هستند كه بايد اطلاعات خود را از حالات مسافرين به نظميه برسانند .
بعد يك لوله لامپا نمرهء 5 دو هزار ، و هشت سير شيرينى فرنگى نان به شش هزار و دو عباسى خريده به خانه آمدم . زنها گفتند آقا ميرزا سليمان خان آمده بودند اينجا . بعد گفتند بعد از ظهر هم خواهم آمد . بعد ناهار خورده ، دو آئرپلان هم آمده بود و بيشتر از دو ساعت بالاى شهر نمايش مىداد ، بعد خودم خمير كرده ، بعد چايى خورده احمد هم آمد .
نيم از شب آقا سيد جليل آمد و گفت به عجله آمدم كه مبادا مهمان شما آمده باشد . ساعتى صحبت از هرولههاى كميتهء تشكيليون كه حقيقتا نمىشود با آنها كار كرد ؛ غرضشان استفادهء آنى و حفظ اشخاص خودشان در آتيه و اينكه اگر