مخارج سنگين اشتغال
بعد به خانه آمده ، در بين راه معتمد الممالك گفت چند ماه پيش عريضه به رئيس الوزرا در باب حقوق خودم نوشتم . او توصيه به وزير ماليه نمود كه مأموريتى هم به من بدهد . معين السادات گفت دستخط را من به توسط ميرزا ابراهيم قمى درست مىكنم ، و قرار دادند هزار تومان من بدهم . بعد معين السادات رفت به عتبات تا بعد از آمدن ، من حاضر دادن وجه در صورت گذشتن عمل بودم . بعد ميرزا ابراهيم گفت محل قم و محلات را درست نمودهام و بايد هزار و پانصد تومان مخارج وزير و خزانهدار و غيره بدهيد . بعد آن را هم به كس ديگر ماليه داد . خيلى دلتنگ از كميته بود . بعد به خانه آمده ، احمد تلفن زده بود كه من خانهء ميرزا محمد پسر ميرزا حسين قزوينى هستم و شب نمىآيم . بعد شام خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
جمعه غرّه جمادى الاول « 1 » . - صبح بعد از چايى احمد آمد . آقا شيخ محمد تقى كمرهاى آمد و گفت براى صدور حكم محكمه به اجرا ، سه تومان و شش هزار بدهيد كه تمبر حكم آقا ميرزا محسن نجمآبادى است ؛ دادم و رفت .
بعد آقاى عين الممالك و مرآت الممالك و آقا شيخ محمد على قزوينى متدرجا آمده مشغول صحبت متفرقه و حكايت ديروز خانهء ميرزا سليمان خان را گفتم . تا مقارن ظهر آنها رفته . بعد ناهار و چايى خورده ، بعد حاج شيخ محمد تقى مجتهد ريشپهن آمد . قدرى مزخرفات و مهملات ؛ تفريح نمودم و چايى خورده رفتند . من هم يك به غروب ، بيرون آمده به خانهء وقار السلطنه رفته ، قدرى كسل و به اندرون مرا خواسته ، تا نيم از شب صحبت ، بعد بيرون آمده از بازارچه حاج شيخ هادى به خانهء آقا سيد جليل رفته ، تازه از ده آمده و اندرون ، خسته بود . من احوالپرسى از بيرون نموده به خانهء عين الممالك رفته ، نبود . به خانه مراجعت نموده ، بتول هم حال زكام و سرفه ، احمد شب را منزل همشيره زادهء مشير اكرم مهمان بود . من و بتول و ننه اسماعيل شام خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
شنبه دوم جمادى الاول . - صبح بعد از چايى بتول به مدرسه رفته ، من هم دو به ظهر ناهار اسماعيل را برداشته به مريضخانه رفتم . بعد مراجعت . در بين راه
هامش
( 1 ) . اصل : ج 1 . در تمام صفحهها .