هم همان اعتقاد سه سال قبل شما را پيدا كرديم و با همان دمكراتهاى قبل از هجرت فقط كار مىكنيم . گفتم من عقيدهء خود را به مقام عمل قانع نيستم ، در كتابت بايد بياورم ، بعد من اظهار كردم كه اگر بخواهيد صميمى شويد بايد ضربتى كه كميته به عموم جمعيت زده كه تأييد معاهده را نموده ترميم و جبران نمائيد و كميته حاليه بنويسد كه ما ابدا رسميت نداشته و تأييد معاهده را بدون دارايى اين حق كرديم . صدرايى و تدين گفتند كه ما كميته نيستيم ، ما خودمان يك افرادى هستيم كه مىخواهيم باهم به ترتيب صحيح كار بكنيم . بعد كه مشغول كار شديم بالطبع كميته و اعمال او پامال خواهد شد . گفتم ما بدون ترميم كميته كه حقوق عمومى دمكراتها را كشته و در جريده تأييد معاهدهء انگليس را نموده ، تا لغو و تكذيب ننمايد ، ممكن نمىشود با آنها ما يكى شويم و يكى آنكه من با دمكراتهاى جديد ، يكى نمىشوم .
خيلى صحبت شد . بعد قرار شد چهارشنبه آتيه در منزل صدرايى ناهار برويم و آقايان به اضافه شيخ ابراهيم زنجانى و آقا ميرزا طاهر و آقا سيد جليل و يك نفر ديگر هم باشند .
شركت صد تومانى
بعد نيم به غروب بلند شده من آمدم واگون سوار شده ، شمس العماره پياده شده ، به خانهء فرخى مىرفتم ديدم خلخالى و شيخ محمد حسن رشتى بيرون آمده بودند ، بعد من هم رفته ، آقا شيخ حسين طهرانى آنجا بود . تا ساعت دو از شب ، و گفتند كه پسپريشب از خانهء خلخالى با بقاء الملك به منزلشان مىرفتيم كميسرى نمرهء 4 ماها را گرفت و دو تومان جرم داديم ، بقا بليط داشت ، بعد ما را مرخص نمودند . بعد قرار شد روز دوشنبه سه به غروب فرخى و آقا شيخ حسين گيوهفروش ، فدايى ، بقاء الملك ، عين الممالك ، آقا شيخ عبد العلى ، ميرزا على آقاى يزدى ، آقا شيخ حسين طهرانى ، خلخالى و يك نفر ديگر بيايند منزل بنده قدرى صحبت براى شركت صد تومانى بنمائيم . بعد من بلند شده ساعت سه از شب به خانهء وزير دفتر به احتمال بودن عين الممالك ، به روضه رفته ، عين نبود . تا ساعت چهار از شب . سعد السلطنه صحبت محاكمهء اردشير انباردار غلهء زمان اسماعيل خان و فعلا كه معتمد السلطنه طرف با محكمه شده بيان نمود .