تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1285

مساهمون:

ص١٢٨٥
مىشوم ، قبول نمودند . بعد به خانهء عين الممالك آمده نبود . به خانه آمدم بتول گفت عصر ، ده بار هيزم از ده به توسط آدم يمين الملك چاروادارها آورده ، مشهدى حمزه را صدا كردم ، آمد قپان زده به چاروادارها گفتم خالى نمايند . آن‌ها پول حمالى گرفته تا خالى نمودند . بعد پول كرايه خواستند ، گفتم آقام كه آمد مىدهد ، آن‌ها رفتند . بعد شام خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

دوشنبه 13 ربيع الثانى . - صبح مقارن اذان بلند شده به خيال آنكه حمام رفته ، از آنجا يك به آفتاب خانهء فرخى بروم كه اول آفتاب مراجعت به خانه ، آقا شيخ جعفر طالقانى كه از عتبات آمده بازديد با برادرش مىآمد . حمام سر راه را ديدم باز نكرده‌اند . گفتم مىروم حمام دم خانهء فرخى كه در راه هم بعد از حمام سرما نخورم . بعد كه اواسط راه رسيده فهميدم كه اشتباه كرده ، سه ربع ديگر به اذان صبح داريم ، اما آژان‌ها مرا نگرفتند و آن‌ها را هم من نديدم .

برنامهء عملياتى

درب خانهء فرخى ملتفت شدم پول هم همراه برنداشته بودم . ناچار يك ربع به اذان مانده در زدم . آدم فرخى آمد باز كرد . رفتم تو ، چايى و شير و نان خشك خورده ، بعد از ساعتى آقا ضياء پسر شيخ و بعد از ربع ديگر آقا سيد جليل آمد . بالاخره نتيجه صحبت آنكه عكس‌هاى چاپ‌شدهء حكم علماى طهران را در خصوص حرمت تحمل به معاهده كه نزد ميرزا رضا خان و ممتاز السلطان گذاشته شده و نمىدهند قسمى گرفته شده منتشر شود و نيز عكس مراسلهء سفارت به صمصام السلطنه كه رسما و مستقيما نوشته كه طهران نماند و برود ، قسمى مراسله از صمصام گرفته شود و عكس بيندازند و منتشر نمايند . و نيز جريدهء جديد كه از پاريس آمده و عكس احمد شاه و نصرت الدوله كه به دكان خياطى با شاپو رفته‌اند و عكاسى فورا عكس آن‌ها را انداخته و زيرش نوشته احمد شاه قاجار به اروپا آمده كه معاهده را امضا نمايد و چندين مرتبه هم به پاريس آمده و اين‌دفعه هم قسمى آمده كه ميل ندارد او را به اين لباس بشناسند . او را هم كپيه نموده منتشر نمايند . بعد آقا ضياء هم يك هيئت از متوسطين يعنى از پيش‌نمازها همراه با خود نمايد و آن‌ها را آتشى نمايد كه در باب معاهده در يك مجلس فاتحه يا روضه‌خوانى مفصلى ، وا شريعتا را بلند نمايند . و نيز