آمد ، به تقاضايش كاغذى به معتمد الواعظين حريرى نوشته اطمينان خود را به او اظهار داشتم و رفت . احمد و بتول هم به مدرسه رفته ، عزت خانم زن آقا سيد جليل مشغول رخت شستن . من هم بيرون آمده به ملاحظهء ساير مردم بدبخت كه گرفتار نشوند جريدهء رعد مورخهء 2 ربيع الاول - سى و هشت روز پيش - را به كميسرى بردم كه موافق جريدهء رعد در باب حكومت نظامى كه تا يازده از ظهر گذشته حق عبور براى عموم است ، چرا مرا پريشب جمعه در ده و نيم از ظهر گذشته گرفتيد . رئيس كميسرى جواب قانونى به من داد كه همين ايراد را بعضى به ما كردند و به آنها جواب داديم . بنده چون عادت به خلاف قانون را داشتم گفتم چه جواب داديد ؟ فرمودند كه اشتباه كرده . گفتم شما چرا تكذيب نكرديد و اعلان نكرديد ؟ گفت به ما چه ، خود مردم بايد بفهمند . ما پيش گفتيم و نوشتيم . گفتم كدام اعلان و كدام روزنامه و چه ورقه و به كدام جار ؟ گفت همين است كه مىگويم ما خلاف قانون نمىتوانيم رفتار كنيم . شما اگر مىخواهيد برويد نظميه از دست من شكايت كنيد .
خيلى متشكر شدم كه مرا به جرم اينكه شرافت اجزاى دولت را كه سؤال توانستم بنمايم جريمه و حبسم نكردند . بعد سوار واگون شده به نظميه رفته ، رضا قلى خان معاون تشكيلات را ديده ، قضيه را اظهار و گفتم آيا مقتضى است كه عموم مردم سلب اطمينان از دولت و نسبت همه قسم مظالم به اولياى امور بدهند ؟ چه كه هرچه دزد ديانتى سياسى است از هرجا و هر وقت از شب بيايند و بروند به واسطهء اسم شب و بليط آزادند . دزدهاى اجتماعى هم به دليل اينكه پنج مرتبه است كه خانهء مرا در اين دوساله سرقت كردهاند و اگر گرفتوگيرى براى آنها بود ، مال من پيدا مىشد . آنها هم آزادند . مىماند فقرا و ضعفا از كسبه و عمله و فعله . آنها هم به موجب جريدهء رعد تا ساعت يازده اگر كارى لازمشان شود بيچارهها بيرون مىمانند و آنوقت گرفتار و جريمه و توقيف بايد بشوند ، اگر هم سؤال كنند به چه جهت ، آن هم يك جريمه افزوده خواهد شد . بالاخره جوابهايى دوستانه به من داد كه مطابق ادله امروزه كه اولياى امور اقامه مىنمايند . . . « 1 » خداوندا تو خودت فرجى برسان براى ملل روى كره كه چه
هامش
( 1 ) . نقطهچين در اصل .