تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1281

مساهمون:

ص١٢٨١
با وثوق الدوله بنمايند . از اين بهتر براى او چه مىشود كه هم نتيجهء عمليات خودش و وثوق الدوله را برده و حالا هم وثوق الدوله را به سكته بيندازد كه ديگر تقاضايى و تحميلاتى به او ننمايد و به مردم هم منت بگذارد كه من وثوق الدوله را به جهت خاطر شما از نظر كابينه لندن انداختم . او هم پسنديد . اما گفت پس پول از كجا به جهت مخارج اجتماع فراهم كرد ؟ گفتم من واقعا در اين كار فكرى ندارم و عاجزم . مگر به فداكارى علما كه براى تبعيد و حبس حاضر شوند . مردمان وطن‌خواه هم اين‌قدر هستند كه خودشان دور آن‌ها جمع شوند . اما به شرط اينكه خود آن‌ها فداكارى نمايند ، نه اينكه خودشان را مرجع و واسطه نمايش بدهند . بعد رفت كه مدرس را ببيند .

تبريك به كفيل سفارت آلمان

بعد تبريكى به زمر كفيل سفارت آلمان نوشته ، ناهار آش رشته عموما و زن آقا سيد جليل خورديم . من هم ناهار اسماعيل را به مريضخانه برده ، خانهء فرخى رفته ، نبود . مراجعت ، به خانهء ميرزا سيد احمد خان رفته ، چايى و صحبت . بعد به خانهء حاج محمد آقاى تاجر رفته ، حاج عباسقلى آقا و حاج ميرزا حسن كاشى ، حاج محمد حسين حريرى و دامادش از ناهار آنجا بودند . مختصرى صحبت و چايى . بعد بلند شده خانهء حاج صادق بانكى تفصيل مذاكرات سردار مفخم را با سالار منصور به او گفته . بعد از عيادت بلند شده به خانهء شيخ حسن خان رفته تا ساعت دو از شب صحبت همراهى به شورا و تجديد او را نموده ، دو سه دستى هم شطرنج زده ، بعد بلند شده ، گوشت خريده به خانه آمدم . ميرزا محسن نجم‌آبادى و ميرزا على خان و آقا ضياء و جعفر قلى خان و حاج شيخ محمد تقى و بعضى ديگر آمده بودند ، من نبودم . شام خورده ، خوابيديم .

« همين است كه مىگويم »

شنبه يازدهم ربيع الثانى « 1 » . - صبح بعد از چايى جهانگير خان شهريارى خودمان
هامش
( 1 ) . دفتر سى و ششم . تاريخچه از 11 شهر ربيع الثانى تا شب جمعه 20 شهر جمادى الثانى 1338 مطابق 12 جدى تا 22 حوت 1298 ش .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1281 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا