تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1271

مساهمون:

ص١٢٧١
حسين گيوه‌فروش هم سوار شد . ساعت دو از شب به خانهء آقا سيد عبد الغنى رسيده ، آقا شيخ محمد على قزوينى و آقا سيد جليل اردبيلى هم آنجا بودند . تا ساعت سه و نيم صحبت متفرقهء اوضاع . بعد اردبيلى قرار گذاشت عصر شنبه بيايد منزل بنده قدرى صحبت نمائيم و شب پنجشنبه آتيه را هم اين آقايان عموما بيايند منزل بنده . شام خورده بعد تا ساعت شش و نيم ، هفت صحبت نموده ، خوابيديم .

[ امور روزانه ]

پنجشنبه 2 ربيع الثانى . - بين الطلوعين در خانهء آقا سيد عبد الغنى ، من و شيخين ، الموتى و گيوه‌چى از خواب بيدار و تا يك بعد از آفتاب چايى ، بعد بيرون آمده ، گيوه‌چى به دكانش ، من و الموتى به ميدان امين السلطان براى خريد سبزى و ترب و كلم و غيره رفته ، پسند نشد . از سمت بازار آمده ، او به خانه‌اش ، من هم به ديدن آقا مير سيد احمد بهبهانى كه از مشهد آمده بود رفته ، ديدن نموده ، بعد بيرون آمده ، به خانهء سيف الاطبا رفته امين الملك را كه عازم آذربايجان به‌سمت معاونت عين الدوله بود ديدن نموده ، عقايد خود را در خصوص همراهى با والى بيان نموده و مرا شاهد خيالات خود گرفت . طباطبايى وكيل ساوجبلاغ هم آنجا بود . بعد خداحافظى و روبوسى با امين الملك نمودم ، بيرون آمده به خانه آمدم .

عقب‌نشينى انگليس و لزوم صلح با جنگلىها

مقارن ظهر بيرون آمده سوار واگون شده يك ساعت بعد از ظهر به خانهء همشيره رسيده ، تازه از ناهار دست كشيده بودند ، من هم ناهار چلو و قرمه‌سبزى خوبى خورده ، بعد چايى ، بعد به خانهء آقاى آقا ميرزا طاهر رفته ، مدتى بود نديده بودمش . چايى و قدرى صحبت و تفصيل صلح جنگلىها و دولت كه شايد به اصرار انگليسىها بود كه بايد ناچار قشون خود را از قزوين و رشت خارج نمايند و به‌سمت ارزروم « 1 » و قفقازيه كه خليل‌پاشا با شصت هزار نفر آنجا رفته و گرجىها هم به دنيكين « 2 » اعلان جنگ كرده‌اند صحبت نموده ، بعد بلند شده بالاى مجلس ، وقار الملك وكيل الدوله را ديده مرا بالاخانهء خودش به اصرار برده ، قهوه
هامش
( 1 ) . در اصل : ارض الروم . ( 2 ) . در اصل : دومينيكن .