است . گفتم مراجعت عيادتش مىنمايم . بعد دكان آقا ميرزا عباسقلى خان نشسته تألم خود را از وضع كربلايى محمد ولى اظهار نمودم . او هم گفت بنا شده به مريضخانه ببرندش كه معالجه آب آوردن زانوى او را بنمايند . بعد بلند شده درب دكان حاج علاقهبند داماد حاج آقا جمال مرحوم كرمانشاهى كه وعده كرده بودم كه توصيه او را به آقا سيد عبد الله محرر بهبهانى بنمايم . او را گفتم بيايد باهم برويم روضهاش ، او هم قبول . بعد مرا برد به مدرسهء حاج ابو الحسن معمار به فاتحه عروس آقا سيد على دربندى ، يك به غروب از فاتحه بلند شده به خانهء آقا سيد عبد الله روضه رفتيم . تا ساعت يك و نيم از شب روضه تمام شد .
واقعا روضهخوانى مفصل مجلل باشكوه عالى كه امام حسين گزگز از اين نوع مجالس و شيعيان كه ملتفت شود قد مىكشد ؛ آه ، آه . بعد سفارش حاج رفيق را به آقا سيد عبد الله نموده هرچه در ثبت مىگردم پيدا نمىكنم . بعد گفتم حق الزحمهاى به ساير محررين بدهد كه آنها پيدا نمايند . بعد به اتفاق حاجى تا سبزهميدان ، او رفت . من هم دكان آقا ميرزا سيف الله سيگارى كشيده به مسجد شاهزاده خانم به روضه اهل محل آمده ، آقا شيخ محمد على قزوينى آنجا بود .
صحبت و گوش به مزخرفات بعضى روضهخوانها كه ارواح ائمه معذب از بيانات آنها است داده ، ساعت سه و نيم از شب بلند شده ، من به خانه آمده ، شام نان و پنير و سبزى با بچهها خورده خوابيديم . آقا مير سيد مصطفى خان هم عصر آمده ، كارت داده و رفته بود .
[ امور روزانه ]
سهشنبه 24 صفر . - صبح بعد از خواب و چايى احمد و بتول به مدرسه رفته ، ملوك هم آمد به جهت رختشويى . من هم به حمام رفته بيرون آمده . قبل از حمام معتمد الممالك وزير دفترى را ديده ، گفت ما ديشب استعفا از حوزههاى كميته داديم ، چون هيچ مساعدتى غير از براى مداخل خودشان از هيچكس ندارند . بعد گوشت خريده به خانه آمدم . ديدم آقا سيد عبد الغنى خانه بود و گفت ديشب منزل مدير الاياله بودم و حالا آمدم كه از شما وعده بگيرم براى فردا شب منزل خودم كه گيوهفروش و الموتى هم آنجا خواهند آمد . بعد از مقدارى صحبت ايشان بلند شده رفتند ، من هم مشغول تحرير . ناهار بتول از مدرسه آمد و با ننه اسماعيل ناهار ، بعد چايى خورديم .
از خانه بيرون آمده سوار واگون ، ميدان توپخانه پياده ، كاغذ پستخانه را داده ،