تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1213

مساهمون:

ص١٢١٣
ماست و ترشى . بعد از ناهار آقا مير سيد مصطفى خان آمده ، تفصيل صبا را كه عقيده‌اش ابقاى او در حبس به سعايت من و بينش بود و حال آنكه خود او زير بار دادن اطمينان و توسل به وثوق الدوله نرفت و سفارش به عيالاتش كتبا مىكرد كه ابدا توسل به جايى نكنيد تا اينكه ماژور محمود خان هم از سوء اخلاق او مثل سايرين ماها خيلى رنجيده‌خاطر شد و مرا با شرايطى ، بعد از من بينش را مرخص كردند و او ماند . بعد كاغذى از عباسقلى خان نواب ارائه داد كه سفير تقاضا و ميل ملاقات شما را دارد ، غير از يكشنبه ، وقت خود را بدانيد . بعد كاغذى از شكوه الملك نشان داد كه خدمت رئيس الوزرا به جهت كسالتشان نتوانستم برسم اما ملاقات با سفير مانعى نيست برويد . بعد ملاقات خودش را با سفير نقل كرد و خيلى خوب صحبت كرده بود ؛ واقعا من پسنديدم . بعد صحبت ملاقات خودش را با وثوق الدوله بيان كرد . آن [ جا ] هم خوب صحبت كرده بود كه گنجايش اين تاريخچه نيست . بعد از چايى و صحبت دو به غروب بيرون آمده به‌سمت خانه آمدم . همشيره عصر رفته بود خانهء زن سليمان ميرزا كه شب برگردد . من هم تا غروب خانه مانده بتول هم آمد .

رمال و دمكرات

بعد به خانهء حاج صادق بانكى عيادت رفتم . تا ساعت يك و نيم آنجا به چايى و صحبت دلجويى مشغول . دو نفر آدم ، يكى رمال و يكى دمكرات ، آدم‌هاى خوبى ، فقط چون به دلجويى مريض مأنوس بودند خوشم آمد . بعد بلند شده يك خربزه به جهت همشيره كه شب خانه است خريده به خانه آمدم . شام همگى خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

يكشنبه 22 صفر . - صبح بعد از چايى ، مشغول تحرير . متين الدوله آمد و اوراق سجل احوال خودشان را هفت جفت داده كه من جزو شهود باشم و بنويسم . بعد از قدرى صحبت رفت و قرار شد بعد از ظهر آمده ، دريافت دارد . بعد يمين الملك آمده ، مقدارى صحبت و اظهار اينكه گرفتار ماليات حصارك شده‌ام كه پنجاه و پنج خروار مىخواهند و نمىدانم چه كنم و هرچه كرده‌ام به خرج نمىرود و از شما استمداد مىخواهم . گفتم من فعلا عجز دارم ، اما آنچه از خارج
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1213 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا