خوردم . اعتضاد حضور هم آمده بود خانه ، كارت داده و رفته بود . بعد خوابيديم .
[ تنقيد معاهدهء انگليس را با ايران ]
چهارشنبه 18 صفر . - صبح بعد از چايى احمد و بتول به مدرسه رفتند . من هم دو از آفتاب گذشته به خانهء آقا شيخ محمد على رفته ، بعد گيوهفروش آمده ، مدتى صحبت و ترجمهء روزنامهء اروپاى نو پاريس كه تنقيد معاهدهء انگليس را با ايران نموده . آقاى اردبيلى نيامد . قرار شد عصر شنبه غروب منزل گيوهفروش .
بعد بيرون آمده سه نفرى تا ميدان توپخانه ، آنها هركدام به جايى . من به بانك رفته ، اسكناس قزوين دو تومانى را دو عباسى كم كرده ، پول گرفتم . بعد از خيابان الماسيه آقا شيخ باقر مقدس فالج را ديده ، دلم به حال او سوخت . يك تومان تقديم ايشان بعد بهسمت خانه آمده ، دكان آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى صحبت .
شايعهء بازگشت نصرت الدوله
سيف الاطبا رسيد . گفت شنيدهام نصرت الدوله از فرنگ مراجعت . خيلى تعجب نمودم كه چه شده از شاه دست برداشته ، گويا آنجا به واسطهء اينكه معاهده را يكى از جاكشها بوده ، آنجا مورد حملات شده و نيز گفت امين الملك محتمل است تبديل مأموريت او تا يكى دو ماه از رفتن به اروپ شده ، در اينجاها به او كارى بدهند . بعد ايشان رفته ، من هم مقارن ظهر به خانه آمده ناهار خورده ، مشغول چايى و تحرير كاغذ به معاون السلطنه به فرنگ و غيره شده تا غروب .
بعد بيرون آمده به خانهء اعتضاد حضور ، تكيه حاج رجبعلى رفته ، نبود . به دكان آقا كربلايى محمد ولى ، قدرى احوالپرسى از پايش نموده ، بعد ساعت دو به خانهء آقا ميرزا مهدى خان رفته تا ساعت سه و ربع مشغول صحبت و خوردن قهوه و انار و قدرى دلتنگى از اوضاع زمانه و عدم كفايت ماهى چهل و پنج تومان مواجب به مخارجش . بعد بلند شده به خانه آمده شام خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه 19 صفر . - صبح بعد از چايى احمد به مدرسه رفته . بتول گفت تعطيل داريم . من بيرون آمده به خانهء آقا سيد جليل رفتم ، نبود . به خانهء خلخالى رفته دوبار قاطر برنجى كه برنج خالى شده بود درب در بود . مكارى و خانم گفتند .
خلخالى بيرون رفته . بعد منتظر واگون . درشكهاى رسيد ، مرا به زور سوار ، تا ميدان توپخانه پياده شده نفهميدم نام دو نفر سواره را چيست ؟ بعد به دندانسازى استومپ رفته ، جمعيت زياد بود . مراجعت و به خانهء صمصام رفته مشغول صحبت شديم .