تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1208

مساهمون:

ص١٢٠٨
يادداشت‌هاى آقاى رئيس الوزرا به فعليت رسيد يا خير . بعد ساعت سه بلند شده ، قرار شد دوشنبه آتيه ناهار به آش رشته منزل آقاى فطن الملك برويم و اردبيلى را هم خبر نمائيم . بعد من و خلخالى از نصف راه جدا و من به منزل آمده ، شام خورده خوابيديم .

[ تعطيل مدارس يوم رحلت حضرت رضا ]

سه‌شنبه 17 صفر . - صبح بچه‌ها به جهت تعطيل مدارس يوم رحلت حضرت رضا ، احمد به خانهء عمه‌اش رفت كه كاغذ آقاى مساوات كه جديدا به جهت جمال رسيده بود برساند . من هم بعد از چايى بيرون آمده به خانهء آقا شيخ محمد على قزوينى رفته به اتفاق هم به خانهء آقاى قوام العلماى كرمانشاهى رفته ، مرآت السلطان [ آنجا ] بود ، دو نفر ديگر هم آمدند .

گروه قزوين

تا نيم به ظهر ديدن و چايى و صحبت شده ، بعد بلند شده به خانهء شاهزاده سردار مفخم وكيل قزوين كه وعدهء ناهار هم بود رفته ، تنها منتظر بود ، نشسته صحبت نموديم . به فاصلهء كمى چند نفر هم رسيدند ؛ محسن ميرزا و برادرش مير هادى و دو نفر ديگر و محسن ميرزاى خودمان و برادرش علينقى ميرزا و آقاى نظام السلطان حاكم قزوين . به قدر نيم ساعتى بوده ، ناهار كه آوردند نظام السلطان به واسطهء اينكه منزل ميرزا ابراهيم خان وكيل ديگر قزوين مهمان بود عذر خواسته و رفت . ما هم عموما ناهار مفصلى خورده ، بعد چايى و صحبت . دو و نيم به غروب بلند شده ، من و آقا شيخ محمد على به دكان گيوه‌فروش رفته گفتيم كه صبح فردا به خانهء قزوينى الموتى بيايد . بعد رو به منزل ، دكان آقا ميرزا سيف الله قدرى نشسته ، بعد درب خانهء آقا شيخ محمد على من جدا شده به سمت خانه آمدم . نيم ساعتى در خانه مانده از آنجا به خانهء حاج محمد آقاى تاجر ، روضه رفته تا يك و نيم از شب روضه ، ختم شده به خانهء آقا ميرزا احمد خان منشىباشى به ديدن زن و بچه‌اش كه از مشهد آمده بودند رفته تا ساعت سه صحبت با منشىباشى . قهوهء خوبى خورده بعد بلند شده در راه مرآت الممالك و آقا شيخ حسن خان را ديده صحبت كرديم . مرآت گفت نصرت الدوله از فرنگ مراجعت مىنمايد و گويا نتوانسته است از بىمهرى شاه آنجا بماند . بعد به خانه آمدم شام