تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1195

مساهمون:

ص١١٩٥
كشتى و قتل طفل اعتراض و چون‌وچرا نمود . ما كه شما را آن قسم نمىدانيم و خودمان موسى نيستيم ، بلكه به فرعونيت نزديك‌تر هستيم و ابدا امارات و قرائن و اطمينان نيست كه اين كشتى ما را كه شكست به او وارد آورديد و لو ما خيال هم اگر بكنيم كه نيت شما صلاح است باز چه‌طور مىتوانيم تحمل نمائيم ، بلكه اگر مطمئن بوديم كه شما براى صلاح مىكنيد و براى اينكه به دشمنان اجانب راه تصرف و غاصبيت ندهيد ، همه قسم بدتر از اين عمليات و شديدتر آن‌ها را هم كه براى صلاح مىنموديد ماها مسرور بوديم و با نيت فساد اگر ملايم‌تر هم عمل نمائيد حال دشمنى و بدگويى را حقيقتا ماها حق داريم بنمائيم . ما نمىگوئيم سرمايه و كارخانجات و مال التجاره و صنايع و مستشار و علم داريم و محتاج به اين‌ها نيستيم بلكه به همه‌چيز محتاجيم . اما آنچه ما مىگوئيم اين است كه با همهء احتياجات بايد آقايى ايرانى محفوظ بماند ، نه آنكه اختيار آقايى ما با غير باشد . من مىخواهم تو كه وثوق الدوله هستى حبس ، تبعيد و اعدام ماها ، از نقطه‌نظر ايرانيت تو باشد ، نه آنكه همه قسم رفاهيت به امر و آقايى غير براى ما فراهم بيايد .

تكليف مقيمين برلين

بعد اظهار خواست بنمايد كه مرا مطمئن نمايد . گفتم به شما مهلت مىدهم كه مدتى در اين خصوص كه بتوانيد ماها را از موهومى به مظنونى بياوريد ، وقت داشته باشيد ، بعد رفع تألم ماها را بنمائيد . حالا اين مقيمين برلن ، مساوات و رفقايش چه بايد بشوند ؟ چون كاغذى از مساوات به تاريخ 14 ذيقعده سه ماه پيش رسيده كه آنجا بىمعاش و بىراه و بىخبر از همه‌جا مانده‌اند و اگر فكرى به حال آن‌ها نشود همه « انا لله و انا اليه راجعون » را خواهند گفت و خودش هم در كاغذ نوشته بود مىتوانى از آقاى وثوق الدوله هم استمداد نمايى . از اين جهت بود كه من چون به عجز صرف و شما هم قدرت صرف و نظر خودش هم استمداد در كار به شما بود ، رفقا هم صلاح دانستند كه من خودم به شما عرض نمايم . گفت من كه آن‌ها را نفرستادم ، خودشان رفتند . گفتم حالا كه رفتند يا خائن يا خادم . يا باتقصير يا بىتقصير چه بايد بشوند ؟ بايد از گرسنگى آن‌ها را بكشيد ؟
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1195 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا