تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1178

مساهمون:

ص١١٧٨
حساب نموديم . بعد بلند شده به دكان آقا ميرزا زين العابدين رفته گفت امروز مسلما پياز و سيب و حبوبات را ديگر مىفرستم .

بىاعتبارى طومانيانس

بعد به خانه نجم الذاكرين رفته ، مشغول كاهگل‌مالى بود ، به اطاقش رفته ساعتى صحبت ، بعد بلند شده يك و نيم به ظهر به حجرهء حاج محمد آقا رفته سند مرا با وكالت‌نامه‌اى كه از امير مفخم داشت حاضر نموده بيجك طومانيانس يكهزار و پانصدى را به او دادم قبول نكرد ، گفت من پول مىخواهم و اعتبار او را ندارم . مگر بعد از وصول پول ، من خودم به شبهه افتادم به حجرهء طومانيانس رفته ، مطالبه وجه نمودم ، گفت بايد يمين الملك در چك كه به او داديم حواله بنويسد ما به اين قبض پول نمىدهيم چه كه با او محاسبه داريم . بنده با حال تعجب مراجعت و به حاج محمد آقا تصديق گفته او را نمودم . بعد مقارن ظهر به خانه آمده ناهار خورده ، بعد از ناهار چايى و مشغول تحرير شده كاغذ به كمره را و امانت دو زوج بند جوراب براى سالار بسته ، احمد هم اتفاقا ناهار به خانه آمده بود امانت و كاغذ را به او دادم برساند پستخانه . بعد از آن به خانهء يمين الملك رفته ، نبود . گفتند خانهء محتشم الدوله است پرسان شده تا آنجا را پيدا كرده برداشتمش باوجود اينكه كار داشت ، هم من اوقاتم تلخ و هم او تلخ از همديگر تا اينكه سواره به حجره طومانيانس رسيده ، بالاخره گفت مىدهم . اما وقت گذشته ، روز شنبه . من به يمين الملك گفتم به من مربوط نيست ، خودت دريافت و شنبه به من برسان . خود يمين الملك بدون ميل و رضايت من قبض دو هزار تومان به اسم من از تجارتخانه گرفت ، بعد باهم سوار درشكه شده قبض را من نگرفتم ؛ يمين الملك خيلى خلقش تنگ شد . من گفتم اگر ضمانت خودت مىكنى كه اگر شنبه نداد خودت بدهى من از طرف شما قبض را قبول كه بروم و شنبه وصول نمايم . گفت قبول دارم . بعد من قبض را گرفته ، سبزه‌ميدان پياده شده ، سى تومان از ميرزا سيف الله قرض نموده رفتم به حجرهء حاج محمد آقا يك هزار تومان دادم و پشت سند بيع شرطى وجه ضمن نمودم كه تتمه را پس‌فردا بدهم . بعد بلند شده به عدليه رفته كه منتخب الدوله را كه پيغام داده بود بروم و كاغذ مساوات كه از برلن آمده بگيرم ، گفتند الان رفته ،
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1178 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا