تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1138

مساهمون:

ص١١٣٨
صمصام هم از اندرون زود مراجعت و تا ساعتى به چايى و صحبت مشغول . بعد بلند شده به خانهء انتيكه‌چى رفته آنجا هم ساعتى صحبت و چايى . بعد به مدرسهء متوسط ، آقا ميرزا محسن خان سن‌لويى را دلم تنگ بود ديدن ، آقا ميرزا سيد حسن خان مهندس هم آنجا بود ، ديدمش . بعد بيرون آمده جلو [ ى ] مجلس را كه جديدا درست كرده بودند يعنى بلديه ، تماشا ، جلو [ ى ] مدرسه سپهسالار صديق حضرت و مير موسى خان از درشكه پياده و به جانب من آمده ، اظهار محبت و قدرى صحبت . صديق حضرت گفت شما مسبوق باشيد كه قريب ده دوازده هزار تومان كه بابت چندين سال قبل ركن السلطنه طلبكار از دولت بود ، او را من به مخارج تومانى سه هزار وصول نمودم و به بصير الدوله رساندم . شما همين مطلب را شاهد و مسبوق باشيد . بعد آقايان سوار درشكه شده رفتند . من هم به دكان آقا ميرزا ماشاء الله رفته ده تومان ديگر از بابت برات گرفته ، وعده فردا شب را كه آنجا مهمان باشم گرفته بعد مقارن غروب به خانهء صدر الممالك روضه رفته ، تمام شده بود ، صدر الممالك از اندرون بيرون آمده به قدر نيم ساعتى صحبت . در ضمن مذاكره نمود در آخر عمر برويم عتبات و در آنجا اقامت نمائيم . بعد قرار شد شبى باهم باشيم .

احتمال بازگشت بينش

بعد بيرون آمده ، نيم از شب به خانه آمده ، همشيره هم آنجا بود ؛ صحبت ناخوشى مادر بينش و اينكه وثوق الدوله وعده كرده كه بينش را براى ديدن مادرش اجازهء آمدن به طهران بدهد و دويست تومان آن اوايل به خواهرهاى بينش براى مخارج داده بود و حاليه هم ماهى شصت تومان خواهرهايش را بينش مىرساند . بعد از خانه بيرون آمده سيب‌زمينى و پياز خريده ، گوشت نبود . شبانه به ديدن وقار السلطنه رفته ، ساعتى صحبت بدى اوضاع . بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .

رهايى فرخى

سه‌شنبه چهارم محرم . - صبح بعد از چايى پانزده هزار ماهانه بتول را دادم . بعد بيرون رفته ، تا گوشت بياورند ، خانهء طباطبايى همدانى رفته صحبت نمائيم ،