تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1134

مساهمون:

ص١١٣٤
به توسط آدم‌هاى ناصر الدوله براى اسماعيل خان به مريضخانه فرستادم . عصر هم از خانه به منزل ميرزا سيد احمد خان ، نبود . خانهء حاج محمد آقا نبود . خانهء مرآت نبود . مقارن مغرب خانه ضياء السلطان . تا ساعت دو از شب آنجا صحبت مرحوم دبير الملك [ و ] ورثهء او و اينكه دولت ماهى يكصد و پنجاه تومان شهريه تا بيست سال براى دو پسر دبير الملك يكى ميرزا نصر الله خان و ديگر ميرزا يوسف خان و قدرى از سيئات اعمال احتشام السلطنه و متفرقه .

توسط براى محبوسين

بعد بلند شده احوال ناظم التجار را هم درب درش پرسيده ، مرا به خانه وارد ، نيم ساعتى باهم نشسته ميرزا عبد الحسين ساعت‌ساز هم آنجا بود ، در خصوص استخلاص فرخى و شيخ حسن خان و برادرش ، ناظم كه به هرجا متوسل شده بيان نمود . ميرزا عبد الحسين هم گفت صدرايى را واداشتيم كه وسيلهء استخلاص قاضى و عماد و مشكوة را فراهم بياورد . بعد ساعت دو و نيم بلند شده به خانه آمده ، شام با بچه‌ها خورده حنا هم به ريش ماليدم كه صبح زود حمام بروم . بعد خوابيدم .

مشورت حاج آقا جمال اصفهانى

شنبه غره محرم 1338 ق ، چهارم ميزان 1298 شمسى . - صبح زود بلند شده به حمام رفته ، حنا را شسته ، كيسه دلاك را نيمه استعفا داده ، بيرون آمده ، چايى در خانه خورده من هم برحسب وعده به خانهء آقا سيد عبد الرحيم اصفهانى سه و نيم از دسته رفته خانه‌اش را پيدا كرده ، وارد شدم . حاج آقا جمال اصفهانى هم آنجا بود ، من هم بىخبر از او . قدرى تعارف تكه‌پاره نموديم . قضيهء ملاقات با رئيس الوزرا را پرسيد ، اجمالا بيان [ كردم ] . بعد گفت به من در هفتهء گذشته خبر دادند كه حاج سيد محمد امام جمعه ، سه ساعتى با آقا مير سيد محمد بهبهانى خلوت كرده بود بعد آقا مير سيد محمد چند روز قبل ، صبح كه من درس روى تخت بيرونى مىگفتم آمد رفت توى حوضخانه . بعد من رفتم نزد او . عنوان كرد كه امام جمعه آمده بود نزد من و اظهار مىكرد كه بايد رفع نقار از بين شما و رئيس الوزرا بشود . من جواب دادم كه نقار شخصى نيست ، مطلب عمومى است .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1134 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا