كردستان را نمودم ، ديدم با اوقاتتلخى گفت گور پدر شريف الدوله و كردستان .
ديگر اين كارها را به من رجوع نكن .
بعد يمين الملك در خصوص خريد ملك صحبت نمود . تفصيل خانه امير مفخم را گفتم . بعد قرار شد كه فردا برود نزد حاج محمد آقا ، تعيين موقع صيغه را بنمايد و به من تا بعد از ظهر و سه به غروب خبر بدهد . بعد ايشان هم رفته من هم با بچهها شام خورده ، خوابيديم .
[ امور روزانه ]
شنبه 20 شوال . - صبح بعد از چايى ننه اسماعيل به عنوان خانه سردار افخم كه از مشهد آمده بودند رفته ، من هم بيرون آمده به قصد خريد گوشت و ميوه درب دكان آقا سيد جواد كوزهپز رسيده ، قدرى او را استمالت و امر به تحمل و صبر كه اشرف الملك به او صدمه زده بود نمودم . بعد بلند شده طالبى ، خيار و گلابى خريده به خانه آمدم ناهار خورده ، خوابيده ، عصر چايى . مقارن غروب بيرون آمده .
نامه مضحك
امروز صبح هم دو كاغذ مضحك كه تمجيد صورتى از دولت حاضره و كميتههاى دمكرات ، اما هزاران لعن معنوى مسطوى در او بود ، يكى به بلورى و ديگر به مصدق الملك نوشته ، چون سانسور دولت انگليس مىشد ناچار به اين قسم نوشته شد .
عصر هم از اشرف الملك رييس بلديه نوشته رسيد كه سفارش شما را نمودم كه آب را مرتبا و منظما برسانند . من جواب نوشتم آب حياط و باغچه مطلبى نيست ، آب حيات سعادت شما را من هم مىخواهم مرتبا محفوظ باشد ، لذا فورا به منزل آقا سيد جواد برويد و استمالت و ترضيه بخواهيد .
كتابهاى ژنرال سايكس
بعد مقارن غروب از خانه بيرون آمده ، ديدم سرگيج و زانوهايم سست و بدنم عرق . به خانه يمين الملك رفته ، از اندرون بيرون آمد . مشغول صحبت ، منتصر السلطان رسيد ، بعد شخصى آمد مظالم و خبث فطرى بعضى از انگليسىها را خصوصا بيان نمود منجمله سايكس كه رييس پليس جنوب و مارلينگ وزير مختار سابق را از بدجنسى بيان مىكرد . منجمله سايكس دو