تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1008

مساهمون:

ص١٠٠٨
وعده محسن ميرزا و آقا شيخ حسين گيوه‌فروش رفته ، گفتند نيست . بعد از آنجا به اتفاق آقا شيخ به منزل ظهير دفتر همدانى رفته ، آقا ميرزا محمود خان آموزگار هم آنجا بود . مقدارى صحبت و چايى خورده بعد به اتفاق ظهير دفتر در خدمت آقا شيخ محمد على قزوينى به خانه آقا تقى فتحيه كه تازه از اسلامبول و با بعضى از مهاجرين دو روز قبل وارد شده بود ، رفته ، در بين راه آقا ميرزا ما شاء الله دوخته‌فروش را هم ديده ، او هم آمد و آقا تقى را ديدن و به قدر ساعتى صحبت و چايى و شربت . بعد بلند شده آقا شيخ محمد على به واسطه تب سوار واگون . من هم با ميرزا ما شاء الله به‌سمت ميدان كاه‌فروش‌ها ؛ او به دكان ، من هم به دكان حاج عبد الصمد تاجر كه يكصد و پنجاه تومان حواله سالار محتشم را بگيرم ، حاجى نبود ، قرار با شاگردش به فردا شد . بعد مراجعت ، در راه ساعت خود را از آقا سيد ابراهيم گرفته به خانه آمده ، ناهار آبگوشت با طالبى با بچه‌ها خورده ، خوابيدم . عصر بلند شده چايى خورده ، توى حوض رفتم . بعد مشغول تحرير به آذربايجان . احمد هم در باغچه مشغول . مغرب يمين الملك آمد و اظهار داشت فردا پول خودتان را با سه هزار و پانصد تومان من در بانك يا طومانيانس مىگذاريم ، بعد بيجك آن را مىبريم نزد حاج محمد آقاى تاجر كه به امير مفخم بگويد وجه حاضر است ، بلكه صيغه سه دانگ سالور مرا براى خواندن حاضر شود . تا ساعت يك از شب چايى و صحبت . بعد به اتفاق بيرون آمده ، در خيابان اميريه گردش‌كنان ، مرآت الممالك و سعيد الملك نامى هم رسيدند و تا ساعت سه از شب گردش .

لزوم جلوگيرى از سفر شاه

يمين الممالك هم رسيد . بعد آقا مير سيد محمد طباطبايى هم در بين رسيد ، اظهار داشت كه رفتن شاه به فرنگ خيلى بد است و بايد به قوهء عامه جلوگيرى نمود . مقدارى صحبت از تدبيرات و نقشه‌كشى وثوق الدوله كه خدمتى در اين خصوص به انگليسىها خواهد كرد نموديم . بعد آن‌ها رفته ، من هم به خانه آمده ، شام نان پنير و سركه‌شيره و خيار با بچه‌ها خورده ، خوابيديم .

[ امور روزانه ]

پنجشنبه هجدهم شوال . - صبح بعد از چايى آقا ميرزا بابا خان نراقى كمره‌اى با يك نفر سيد قمى آمده ، معلوم شد از مشهد مراجعت . بعد از ديد و صحبت ،