تنكابنى بياييد تا معلوم نماييم كه ملحق به كميته فساد شده يا خير ؟ قبول نمودم . بعد به بانك آمده ، سيصد تومان اسكناس خرده را داده اسكناس درشت گرفتم . بعد بازار آمده ، ساعت خود را به آقا سيد ابراهيم ساعتساز دادم كه اصلاح رقاص او را كه كجشده بنمايد . بعد در بين راه آقا شيخ محمد على قزوينى را ديده كه مسهل خورده ، مىرفت پولى از بازار بگيرد ، ديدم حال نداشت و پنج تومان لازم داشت ، من دادم كه نرود . در بين راه خيار و پنير و طالبى و گوشت خريده به خانه آمده ، احمد هم رفته بود نزد حكيم احياء السلطنه به جهت دمل زير بغل و زخم پا و بىبنيهاى مزاجش ؛ آمد ، ناهار با بچهها آبگوشت ، طالبى ، خيار ، سركه و شيره خورده خوابيدم .
ناخوشى سردار مقتدر
بعد چايى خورده به منزل سردار مقتدر سنجابى كه ناخوش بود رفته ، اظهار داشت كه سه چهار هزار تومان مقروض شدهام و فقط ناهار و شام و چايى من با فرمانفرما شده ، مابقى به عهده خود من است .
بعد از ساعتى بلند شده ، در بين راه آقا سيد جواد كوزهپز را ديده ، به او گفتم صلاح در اين است كه اشرف الملك را واداريم كه از شما ترضيه خواسته ، اصلاح نماييد . خودش گفت من هم بهتر مىدانم بعضى از رفقا در اين سود هستند . بعد به خانه سردار افخم رفته ، ديدن از مادرش و خود او كه از مشهد آمده بودند نمودم . مقارن غروب به خانه صمصام السلطنه رفته با حالت تألم از پيش آمد ، قدرى صحبت . از آنجا يك از شب بيرون آمده ، در بين راه آقا شيخ محمد على قزوينى با دكترى قزوينى كه تازه از مشهد آمده بود ، رسيده ، آقا شيخ محمد على از اوضاع عشقآباد و قفقازيه كه بلشويكها كاملا تسخير و به انگليسىها و ايرانىها فحش مىدهند [ صحبت كرد ] بعد من به خانه آمده ، شام با بچهها آبگوشت و متعلقات خورده ، خوابيديم .
ديدن آقا تقى فتحيه
چهارشنبه هفدهم شوال . - صبح بعد از خواب و چايى ، بيرون آمده ، درب شتر گلو آقا شيخ محمد على قزوينى هم رسيد به اتفاق به خانه آقاى تنكابنى برحسب