تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 988

مساهمون:

ص٩٨٨

تلون شيخ حسين طهرانى

بعد ابو القاسم خان بختيارى آمد و گفت از منزل شما مىآيم . خيلى اظهار خجلت نمودم و گفتم تا عصر خانه بودم ، آقا شيخ حسين طهرانى هم آنجا بود ، ياد شما كرديم . گفت از آقا شيخ حسين خان خيلى دلتنگم ، چه كه آدم مفتن و ده رو است و رفيق مساوات و ميرزا احمد قزوينى و همه روز عمامه ، مغرب كلاه ، شب فينه . قدرى هم دلتنگى نمود .

جشن انگليس‌پرستان

بعد ساعت دو بلند شده با رضا قلى خان و انتيكه‌چى بيرون آمده ، در راه آقا شيخ محمد على رسيد . صحبت‌كنان تا درب منزلش . او رفت من هم به خانه آمده ، شام با مشهدى تقى و احمد خورده ، ورقه صلح آلمان كه به جور و عدوان امضا شده ، منتشر ، انگليسىپرستان جشن و عيش داشته . من هم تعجب از حوادث كره نموده بعد خوابيديم عصر هم لسان السلطنه آمده بود كارت گذاشته ، رفته . آقاى ابو القاسم خان بختيارى هم همين قسم .

[ امور روزانه ]

چهارشنبه سوم شوال . - صبح بعد از چايى ، ننه اسماعيل بيست و پنج تومان بابت طلب خودش از من گرفت كه به مشهدى تقى شوهر خواهرش سرمايه بدهد براى كاسبى . بعد مشهدى تقى رفت . من هم بيرون آمده بازارچه قوم الدوله ، نه تومان مشهدى ولى سمسار بابت بيست و پنج تومان قيمت قفسه‌ها كه پس دادم به من داد . بعد از بازار به خيابان و سوار واگون به خانه ميرزا غفار خان رفته كه برويم صيغه ملك براى امير حشمت به وكالت ايشان بخوانم ، منزل نبود . به خانه آغا شاهزاده رفته ، گفتند با مهدى قلى ميرزا به خانه سردار حشمت رفته از آنجا به خانه سالار سعيد رفته ، به قدر ساعتى صحبت .

حكم فوج كمره

بعد به خانه سردار حشمت رفته ، ميرزا غفار خان رفته بود ، بنده را سردار نشاند و نگاه داشت . آقا ميرزا محمد على فرنقى و چند نفرى آنجا بودند . حكم فوج كمره كه جزو بريگاد شده و به سردار حشمت امر شده كه بعد از رفع محصول راه بيندازند و سردار گفت خيلى زحمت كشيدم كه از قزاقخانه خارج نمودم و به قدر