تنقيد بىشرمانه
بعد به خانه آقا ميرزا حبيب الله خان رفته ، آقا سيد عبد الغنى و ميرزا يوسف خان و دو نفر ديگر آنجا بود ، عذر افطار را خواستم كه نتوانستم بيايم . در اين ضمن صحبت نمودم كه آقا سيد هاشم رييس عدليه رشت شده . حاج ميرزا محمد على گفت از شدت دانايى و علم او بود ، چون وضع املاك آنجا خيلى مغشوش بود ، دولت چند نفر را درنظر گرفت براى حل اين كار آقا سيد هاشم را انتخاب نمود .
گفتم چطور رشت وضعش از حيث عدليه و املاك مغشوش است ؟ گفت اغلب املاك رشت مثل املاك كاشان كه به زور تهديد ما شاء الله خان و نايب حسين [ كاشى ] قباله مىشد و طرف ناچار بود كه بيايد در محاضر شرع و با رضا و رغبت بفروشد ، در رشت هم در اين اوقات ميرزا كوچك خان اين اعمال از تهديدات آنها بروز كرده و اغلب املاكى كه دست مردم آنجا افتاده از تهديد و تروربازى دسته ميرزا كوچك خان بود ، مثلا بيچاره آقاى امين الدوله علاوه بر اينكه هشتاد هزار تومان گرفتند ملكهاى او را قباله نموده ، به غير دادهاند . واقعا از بيانات اين احمق كه بيانات آقا سيد هاشم و تشكيليون كه گارد انگليسىها شدهاند مىباشد . ببينيد هيچ شرم در چشم اين جيرهخوران نيست ، مىخواهند به مردم مشتبه نمايند و ميرزا كوچك خان را در انظار مثل نايب حسين كاشى و ما شاء الله خان جلوه دهند . بالاخره از بىشرمىهاى آنها تعجبى نيست . بعد ساعت پنج از شب بلند شده بهسمت خانه آمده در خيابان اميريه با عين الممالك به باغچه ايشان رفته چايى خورديم . بعد قرار شد كه فردا شب بعد از افطار به ديدن ابو القاسم خان برويم . بعد به خانه آمده ، سحرى با بتول و احمد آبگوشت و نان و ماست و خيار و آبدوغ خورديم و خوابيديم .
[ امور روزانه ]
شنبه 15 رمضان . - نزديك ظهر بيدار ، قدرى در باغچه گردش ، وضو و نماز و قرآن ، دو روضه ، بعد احمد را فرستادم بازار كدو ، خيار و پنير گرفته به خانه آورد . پاكت رياست وزرا در جواب عارضين قم را هم پست با كاغذ تظلم از ركن الممالك را كه از عراق براى من آمده بود با پست به جهت شكوه الملك كه به رياست وزرا برساند . بعد تا دو ساعت به غروب مانده در خانه افتاده ، بعد بيرون آمده ، بازار و مسجد شاه آقا شيخ محمد على قزوينى را ديده ، گفتم شب بيايد خانه عين الممالك كه برويم ديدن آقاى ابو القاسم خان .